X
تبلیغات
پرویز یاحقی
Parviz Yahaghi is one of the fantastic violinists in the World ! ::::::::::::::::: فيس بوك علیرضا مشایخی : www.facebook.com/AlirezaMashayekhii ! ::::::::: عليرضا مشايخي يكي از بهترين آهنگسازان و موسيقيدان هاي ايراني مي باشد . براي آشنايي با او به فيس بوك او مراجعه كنيد :www.facebook.com/AlirezaMashayekhii ::::::::: فيس بوك علیرضا مشایخی : www.facebook.com/AlirezaMashayekhii :::::::::::::::::

پرویز یاحقی


 تولد استاد پرويز ياحقي مبارك باد


 دانلود اين عكس با كيفيت بالا 


به یاد زنده یاد استاد پرویز یاحقی :


مريزاد دستي كه من وتو را چون آرشه ويولون

بر آن تار كشيد

آنطور كه از دو سيم يك صدا برخاست

در كدام ساز ما را نواختند و به ارتعاش انداختند ؟

كدام ويولون نواز من و تو را چون آرشه در دست داشت ؟

آه چه آواي دل انگيزي بود !


 

 

31 شهریور 1314:

 

تولد در تهران، خیابان صفی علی‌شاه، در خانواده «صدیقی پارسی»، مادرش (به نام «بدوی») از خواهران حسین یاحقی است. پدر، دیپلمات و کارمند وزارت امور خارجه است

 

1321    1319 :

 

اولین بارقه‌های استعداد موسیقی را بروز می‌دهد. استاد ابوالحسن صبا او را می‌بیند و به دوستش، استاد حسین یاحقی، سفارش تعلیم او را می‌کند. حسین یاحقی به‌‌رغم مخالفت‌های خانواده، پرویز کوچک را آموزش می‌دهد

 

1326  1322 :

 

اولین برنامه تک‌نوازی او ایستگاه بی‌سیم و پهلوی،‌ رادیو تهران، اجرا می‌شود. شماری از مردم فکر می‌کنند که استاد حسین یاحقی برنامه اجرا کرده است. افسانه «کودک اعجوبه» آغاز می‌شود. آموزش نزد «دایی جان حسین» ادامه می‌یابد. کودک اعجوبه، زندگی خانوادگی بی‌آرامشی را طی می‌کند

 

1330   1327  :

 

آوازه شهرت او در تهران می‌پیچد

حسین یاحقی، تعلیم بعضی شاگردان و کار با خوانندگان نظیر منوچهر همایون‌پور را به او می‌سپارد. او برنامه‌های دیگری را در رادیو اجرا می‌کند، از خانواده پدری قطع علاقه می‌کند و از مدت‌ها پیش به خانواده دایی جان حسین می‌پیوندد. تحصیلات دبیرستان را نیمه‌کاره می‌گذارد. با منوچهر شفیعی، بهرام سیر، قاسم جبلی، نواب صفا، بیژن ترقی و... معاشرت و مسافرت می‌کند و اولین صفحه‌های گرامافون از نواخته‌های او در کمپانی ایران‌رکورد پ‍ُر می‌شود. پرویز صدیقی پارسی با نام خانوادگی «یاحقی» در محافل موسیقی تهران آوازه می‌یابد. اولین کلاس کوچک تعلیم ویولون را در خیابان فردوسی جنب دفتر مجله سپید و سیاه، باز می‌کند

 

1334   1331 :

 

شهرت روزافزون او بالا می‌گیرد. بحران‌های روحی در عرصه خانواده و روابط خصوصی را تجربه می‌کند و دو بار در اثر کسالت اعصاب بستری می‌شود. پزشکان مثل همیشه موسیقی را تنها راه معالجه او دانسته‌اند. اولین آهنگ کلاسیک خود را در آواز شور و با کلام نواب صفا می‌سازد (با نام «ای امید دل من کجایی») و با ارکستر رادیو و صدای بنان اجرا می‌کند. نزد استاد ابوالحسن صبا، ردیف‌ها را مشق می‌کند و با طرز رهبری ارکسترهای یک‌صدایی آشنا می‌شود و کنار او هم‌نوازی می‌کند. با داریوش رفیعی آشنا می‌شود و برای صدای او اقدام به ساختن آهنگ ترانه می‌کند. در ارکستر مجید وفادار، ویولون اول را او می‌نوازد

 

1336   1335:

 

تعدادی آهنگ ‌ـ ترانه ماندگار حاصل همکاری او و رفیعی و ترقی ضبط می‌شود. رادیو تهران تجدید سازمان پیدا می‌کند و رسماً از او به عنوان آهنگساز و سرپرست ارکستر دعوت به کار می‌شود. در هیئت خبرنگار برای روزنامه پست تهران (به سردبیری نعمت قاضی‌شکیب) و برنامه‌های رادیو تهران کار می‌کند و ابتکارات او مورد توجه قرار می‌گیرد. استاد ابوالحسن صبا بدرود حیات می‌گوید

 

 1340    1337:

 

داریوش رفیعی زندگی را وداع می‌کند. پرویز یاحقی به کار با دیگر خوانندگان مطرح ادامه می‌دهد. برنامة "قصه شمع" با صدای او و نواب صفا ضبط می‌شود. مهدی خالدی در تنظیم و ساخت و اجرای آهنگ‌ ـ ترانه‌ها به وی یاری می‌کند. با همه‌گیر شدن شایعه‌هایی درباره گرفتاری‌های جسمی او و چند هنرمند دیگر و طرح ترک اعتیاد هنرمندان رادیو در آن زمان، پرویز یاحقی همراه تنی چند از دیگر هنرمندان بستری می‌شود و بعد از ترک ابتلا به همراه نواب صفا و... به شیراز می‌رود. کنسرتی به یاد‌ماندنی در شیراز (با همکاری هاشم جاوید، حافظ‌شناس مشهور) اجرا می‌کند. صفحات روزنامه‌ها و مجلات هنری سرشار از ستایش‌ها و انتقادها از او است

 

1346   1341:

 

پرویز یاحقی از چهره‌های ثابت برنامه گل‌ها می‌شود. شیوه ویولون‌نوازی او شیوع می‌یابد و برنامه‌های فراوانی از هم‌نوازی او با ایرج، گلپایگانی و... ضبط می‌شود. در دوره پیرنیا او با آزادی کامل در رفت و آمد به استودیوی شماره 8 و ضبط تک‌نوازی‌هایش، به دلخواه و به مقتضای حال و الهام، می‌دهند. شماری از شنیدنی‌ترین برنامه‌های او در این دوران در نوار پ‍ُر می‌شود. در این دوره فقط با خوانندگان زن کار می‌کند. استادان: روح‌الله خالقی و مرتضی محجوبی از دنیا می‌روند. اولین صفحات 45 دور او همراه آواز گلپایگانی در کمپانی رویال پر می‌شود

 

1349   1347  :

 

یاحقی در سکوت هنرمندان و بی‌اعتنایی اطرافیان دنیا را وداع می‌گوید. پرویز یاحقی با پروانه امیر‌افشار از شاگردان علی تجویدی آشنا می‌شود و بعد از مدتی با او ازدواج می‌کند. تعدادی آهنگ ـ ترانه برای صدای او می‌سازد و این دو، زوج خبرساز هنری در مجلات و روزنامه‌ها می‌شوند. پیوند آن‌ها بعد از مدتی به طلاق می‌انجامد، ولی ارتباط هنری حفظ می‌شود

 

1355   1350 :

 

داود پیرنیا از دنیا می‌رود. وضعیت موسیقی رادیو و برنامة گل‌ها عوض می‌شود. پرویز یاحقی و تنی چند از هنرمندان گل‌ها به سفارش و تبلیغ اکبر گلپایگانی به کاباره‌ها می‌روند و در آنجا برنامه اجرا می‌کنند. آهنگ‌های او کماکان با ارکستر بزرگ رادیو و به سرپرستی جواد معروفی اجرا می‌شود. سفرهای متعدد به کشورهای اروپایی و آمریکا می‌رود. اولین نشانه‌های انزوا و گوشه‌گیری‌ از جمع در او آشکار می‌شود. همنواز او رضا ورزنده از جهان می‌رود

 

1357   1356 :

 

آلبوم دو نواری «سلوهای یاحقی» با مقدمه‌ای از بیژن ترقی منتشر می‌شود. آخرین کنسرت‌های مدت زندگی خود بین مردم را در فاصلة‌ کمی تا وقوع انقلاب روی صحنه می‌برد. با انقلاب، زمینه کاری تمام هنرمندان هم‌سنخ او از بین می‌رود. عده‌ای مهاجرت می‌کنند و یاحقی در گوشة منزلش انزوا می‌گیرد

 

1368   1358  :

 

یاحقی و همکارانش از ادامه کار موسیقی در رسانه‌ها محروم می‌شوند و حقوق آن‌ها نیز قطع می‌گردد. او در منزل به نوازندگی و ضبط قطعاتش با کیفیت حرفه‌ای و تخصصی می‌پردازد. هم‌نوازی‌های او با جواد معروفی، ناصر افتتاح، جلیل شهناز، فضل‌الله توکل، فرهنگ شریف و... از این زمان جدی می‌شود. او در دستگاه حکومت نیز برای خود حامیانی پیدا می‌کند. همنواز او، امیر ناصر افتتاح، زندگی را بدرود می‌گوید

 

1378ـ 1369:

 

ضبط‌های خصوصی او ادامه می‌یابد. دوستانش کم‌کم از دنیا می‌روند: حسین قوامی، محمودی خوانساری، جواد معروفی و... آلبوم سلوهای یاحقی با عنوان طُرّه (1 و 2) منتشر می‌شوند. آلبوم‌های دیگر با نام‌های طوبی (1 و 2) و طراوت (1 و 2) به بازار می‌آیند و خاطره یاحقی در دل‌ها دوباره زنده می‌شود

خواهرش در حادثه تصادف اتومبیل جانش را از دست می‌دهد و مرگ او ضربة روانی مهلکی را به پرویز یاحقی وارد می‌کند. اولین مصاحبه‌های خود در سالهای بعد از انقلاب را با فروغ بهمن‌پور به انجام می‌رساند

 

1383   1379  :

 

کسالت‌های روحی و افسردگی او شدید می‌شود. برای معالجه به خارج از کشور می‌رود و زود برمی‌‌گردد. فعالیت‌‌هایش را گسترش می‌دهد و نوارهای دیگری از او با نام راز و نیاز، کیمیا و... انتشار می‌یابد

 

1385   1384  :

 

در یک حادثه تصادف اتومبیل، پنجه چپش خرد می‌شود. او را برای جراحی به آلمان می‌برند. در بازگشت، انزوا و افسردگی او شدت می‌یابد و او دیگر کسی را نمی‌بیند. تنهایی و سکوت او به مرزهای نگران‌کننده‌ای می‌رسد، با‌این‌حال از تدوین آثار خود و واگذاری به حمید اسفندیاری‌نیا ناشر مورد اعتماد خود غافل نیست. او هفته قبل از مرگ، آلبوم دو سی‌دی «مهر و مهتاب» را می‌بیند

 

11/11/1385   :

 

مرگ در آپارتمانش در خیابان جردن، کوچه نیلوفر، علت مرگ او ایست قلبی اعلام شد. جهان‌شاه برومند و فریدون احتشامی کاشفان آخرین بقایای پیکر رنج‌دیده پرویز یاحقی هستند. سه روز بعد در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده می‌شود. او از 35 سال پیش تا پايان عمر تنها زندگی کرد و فرزندی نیز نداشت .


نوشته شده در شنبه 30 شهریور1392ساعت 3:20 توسط آرش | |


از بين رفتن علائم حياتي استاد همايون خرم 

آخرین وضعیت استاد همایون خرم در بیمارستان دی؛ از بین رفتن علام حیاتی


همایون خرم استاد و آهنگساز نامداری که برخی از خاطره انگیزترین نغمه‌ها را از خود به یادگار گذاشت ساعاتی پیش ( ساعت 23 ) روز 28 دي ماه 1391 در بیمارستان دی علائم حیاتی‌اش را از دست داد.

سید عباس سجادی شاعر و ترانه سرا ضمن اعلام این خبر به همشهری آنلاین گفت: ساعاتی پیش با رضا فرزند استاد همایون خرم که بربالین ایشان در بیمارستان دی هستند تماس گرفتم که جویای حال ایشان شوم که متاسفانه خبر دادند علائم حیاتی استاد از بین رفته است.

به گفته سجادی استاد خرم با بیماری سرطان روده دست و پنجه نرم می‌کرد و مشغول شیمی درمانی بود که توان جسمی ایشان تحمل این فشار را نداشت.


همایون خرم نوازندهٔ نامدار ویولن، موسیقی‌دان؛ آهنگ‌ساز و عضو شورای عالی خانه موسیقی ایران متولد بوشهر است

وی در سن ۱۰-۱۱ سالگی به مکتب استاد صبا راه یافت و چند سال بعد به عنوان نوازندهٔ ۱۴ ساله، در رادیو به تنهایی به اجرا پرداخت.

بعدها در بسیاری از برنامه‌های موسیقی رادیو، خصوصاً در برنامه گلها، به عنوان آهنگ‌ساز، سولیست ویولن و رهبر ارکستر آثاری ارزشمند ارائه داد.


همایون خرم تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مهندسی برق ادامه داد و دارای مدرک درجه ۱ هنری (معادل مدرک دکترا) از شورای ارزشیابی هنرمندان کشور است.


او  ضمن تسلط در نوازندگی و بداهه نوازی، آهنگسازی خلاق و کم نظیر و در عین حال مسلط به ظرایف نظری و تئوریک موسیقی ایرانی است و از این نظر پژوهشگری با ارزش و محققی ممتاز به شمار می‌رود

همایون خرم، بخشی از حافظه تاریخی موسیقی ایران را با خلق آثاری همچون «تو ای پری کجایی» و «رسوای زمانه منم» و آهنگ‌های نام آشنای دیگر رقم زده است.

از فعالیت های دیگر وی می‌توان یه سخنرانی درباره موسیقی ایرانی در مراکز هنری و فرهنگی اروپا و آمریکا مانند دانشگاه UCLA، دانشگاه گیلان، دانشگاه پزشکی شیراز (درباره استاد صبا و موسیقی ایرانی)، انجمن موسیقی فارس (درباره استاد ابوالحسن صبا)، دانشگاه علامه طباطبایی (درباره مقامات موسیقی ایرانی)، فرهنگسرای ارسباران (درباره استاد علی نقی وزیری)، دانشگاه صنعتی اصفهان (درباره مشخصات موسیقی ایرانی) و سخنرانی های متعدد دیگر در مناسبت‌های مختلف اشاره کرد.

غوغای ستارگان (خاطرات هنری مهندس همایون خرم) از سوی انتشارات بدرقه جاویدان در سال  ۱۳۸۹ منتشر شد

:::::::::::::::::::::::

آخرین روزهای زندگی استاد همایون خرم از زبان پسرش  

موسیقی - پسر همایون خرم با اعلام خبر درگذشت پدرش در ساعت 23 شبانگاه پنجشنبه 28 دی، گفت یک شنبه یا دوشنبه هفته آینده، پیکر این استاد پیشکسوت موسیقی ایرانی از مقابل تالار وحدت تشییع خواهد شد.

به گزارش خبرآنلاین، رضا خرم با بیان اینکه یک ماه پیش بیماری سرطان روده پدرش تشخیص داده شد و از 10 روز پیش تحت شیمی درمانی قرار گرفت، افزود: «با وجود تلاش پزشکان و کادر درمانی بیمارستان دی، ساعت 19:30 نجشنبه، تمام علائم حیاتی پدر قطع شد و ایشان زیر دستگاه قرار گرفت که ساعت 23 نیز خبر مرگ ایشان اعلام شد.»

پسر استاد همایون خرم تاکید کرد: «با اینکه پدرم در یک ماه گذشته به شدت وزن کم کرده و به دلیل ابتلاء به تومور بدخیم و عوارض شیمی درمانی از نظر بدنی ضعیف شده بود، اما درهیچ لحظه‌ای روحیه امیدوارانه و چهره خندان خود را از دست نداد.»

او ادامه داد: «پاییز سال گذشته هم به دلیل تشخیص یک توده، با یک عمل جراحی بخشی از روده ایشان برداشته شد که آن زمان نظر پزشکان بر خوش خیم بودن تومور بود.»

رضا خرم که ساعتی پس از مرگ پدرش با خبرآنلاین گفت‌و‌گو می‌کرد، افزود: «در یک سال گذشته او نه تنها کلاس‌های درسش را تعطیل نکرد، بلکه 14 تیر نیز در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران یک کنسرت را روی صحنه برد که مثل همیشه با استقبال علاقمندانش روبرو شد.»  

فرزند این نوازنده بزرگ ویولن با اشاره به عشق پدرش به مردم گفت: «در چند سال گذشته، این مردم بودند که با تشویق‌ها و درخواست‌های خود، پدرم را مجاب می‌کردند تا کنسرت دهد. امسال هم او با تمام تقاضاهایی که از سوی شرکت‌های هنری، نهادهای فرهنگی و حتی من برای برگزاری کنسرت می‌شد، مخالفت می‌کرد تا اینکه بر اثر درخواست‌های زیاد مردم نظرش را تغییر داد.»

او تاکید کرد: «در کنار عشق به مردم، پدرم عاشق موسیقی نیز بود و برای همین تا آخرین روزهایی که توان داشت، همچنان مشغول به نوشتن آهنگ‌های جدید و قطعات تازه بود.»

از زنده یاد همایون خرم، قطعات و تصنیف‌های ماندگار و معروفی چون «تو‌ای پری کجایی»، «امشب در سر شوری دارم»، «رسوای زمانه منم»، «آیا همه شما بی‌گناهید»، «اشک من هویدا شد» و «آوای خسته دلان» به یادگار مانده است که با وجود گذشت 40 تا 50 سال از آفرینش آن‌ها، هنوز از سوی مردم زمزمه می‌شوند.

همایون خرم دو سال پیش کتاب «غوغای ستارگان» را که در برگیرنده خاطرات اوست منتشر کرد که بخشی ارزشمند از تاریخ معاصر موسیقی معاصر کشورمان را جاودانه کرده است.


یادداشت محمدرضا لطفی به یاد همایون خرم


صبا کوتاه زندگی کرد اما با کیفیت. آموزگاری از تبار کار و تلاش و عشق به ایران. انتقال‌دهنده آوای مهر. آموزگاری به معنی واقعی، افتاده، انسان، سرمشق فداکاری برای جوانانی همچون تاج‌بخش‌ها، تهرانی‌ها، پایورها، بدیعی‌ها و خرم‌ها، کسائی‌ها و بی‌شمار شاگرد دیگر که هر یک به استادی رسیدند و خوش درخشیدند. تاریخ موسیقی رادیو را باور کردند و از بدو تاسیس رادیو نسل‌های زیادی را با موسیقی خوب ایرانی آشتی دادند. این صبا بود که نخست تجویدی و بعدها خرم را کنار خود نشاند و سایه لطفش را از این هنرمند جوان دریغ نکرد. سنتی که مدت‌هاست در بوته فراموشی سپرده شده. اما تجویدی و خرم دیگر شاگردان صبا نیز کرسی تعلیم را رها نکردند و این خود باعث ترویج‌ ساز ویلن در ایران شد. با این‌که راه صبا به کمال مطلوب نرسید و راه هنری و ردیفی صبا آن‌گونه که باید دنبال نشد، اما از میان همه ویلن‌نوازان خوب رادیو که شیرین و خلاقه ساز می‌زدند دو نفر یعنی تجویدی و خرم بدون نوانس‌های غربی و عربی کارشان را پاکیزه‌تر از بقیه به مقصد رسانیدند..... بقيه در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 29 دی1391ساعت 0:55 توسط آرش | |