تبليغاتX
پرویز یاحقی
home
music
gallery
albums
contact_us
news



Parviz Yahaghi is one of the fantastic violinists in the World ! ::::::::: Coming soon With : WWW.ParvizYahaghi.COM ! ::::::::: Maestro Loghman Adhami's Website : WWW.LoghmanAdhami.COM ::::::::: Dr Massoud Atai's Website : WWW.Massoud-Atai.COM :::::::::


 
 
 
خانم " الهه (بهار غلامحسینی ) " درگذشت
 
تاریخ ۲۴/۵/۱۳۸۶ در تهران بیمارستان پارسیان
 
۱۵ اوت ۲۰۰۷ میلادی  
 
الهه
 

باغ ویران است و مرغان بی نوا ایوان تهی

 


چه کسی بود که در حنجره ات شعری دید

 

........................................................... 

 

  عکسی بسیار زیبا و خاطره انگیز از خانم الهه ( ارسال شده توسط دکتر مسعود عطائی )
لازم به ذکر هست که این عکس مربوط به چهار سال قبل می باشد .
 

عماد رام - الهه - مسعود عطائی 

برای دانلود عکس بزرگ اینجا کلیک کنید

 

گزارشی مختصر در ارتباط با درگذشت " خانم الهه "

گفتگوی فرامرز یگانه خواهر زاده خانم الهه با شبکه " کانال وان " درباره خانم الهه در تاریخ 24/5/1386 چهارشنبه ساعت 8:30 شب :

 

حدود  سه ماه  پیش خانم الهه تصمیم می گیرند که به ایران برگردند . و در این مدت سه ما ه با اون حالت خیلی ضعیفی که داشتند چون چندین و چند سال که هوموتراپی می کردند به گمان من و یا به یقین افراد خانواده ایشون وقتی که عذرشون رو می خوان که به اصطلاح نمی تونن کار دیگه ای براشون بکنن چون وقتی که سرطان به استخوان می رسه تصمیم می گیرن به خاک وطن برگردن و در اینجا  در کنار اقوام و دوستان و فامیل باشن . حدود یک ماه پیش ایشون در یک سفری که به لواسان می رن در شمال تهران حالشون خیلی بد می شه . به حالت بسیار وخیمی مانند حالت " کما " می گیرن ایشون رو یه آمبولانس که خصوصی بوده ایشون رو به یکی از بیمارستانهای اونجا انتقال می دن . ولی بدبختانه با تمام شرائطی که در ایران وجود داره بویژه برای هنرمند یکی  دوتا از بیمارستانها جواب  نه  به ایشون می دن و ایشون رو بستری نمی کنن  و ایشون رو در حالت کما در داخل آمبولانس در داخل خیابونهای تهران برای پیدا کردن بیمارستان این سو و ان سو می بردن !  به هر حال توسط یکی از دوستانشون ( دوستان پسرشون ) که استاد دانشگاه  و از دوستان قدیم ایشون بودن تماس می گیرن و دکتر معالج ایشون هم تایید می کنه کنه ایشون رو باید در بیمارستانی در سعادت آباد تهران باشه در بیمارستان پارسیان بستری کنن . و بلا فاصله به قسمت " آی سی یو " می برن چون ایشون در کما بوده . مدت یک هفته در کما به سر می برن و در این مدت هم خوب آنچه دکتر ها تجویز می کردن مدوا می کنن  و سعی می کنن که ایشون رو بهبودی بدن اما عفونت خونی که در بدن ایشون وجود داشته و اون هم بر اثر مقدار بسیار قابل ملاحظه ای دارو هایی که به ایشون به اصطلاح تجویز شده بوده خون ایشون وقتی تصفیه می شه و شستشو داده می شه چون عفونت گرفته بوده ایشون از کما در می یاد و حالتی بوده که می تونسته بنشینه و صحبت بکنه اما تنفسش بسیار مشکل بوده . در این مدت هم مواد غذایی و داروئی به صورت سرنگ و سرم به ایشون تزریق می شده ولی مشکلش تنفسشون بوده . یک روزی وقتی حالشون بهتر از قبل می شه تصمیم می گیرن به بخش خصوصی ببرنش . کمتر از 24 ساعت که در بخش بودن حالتش دوباره بر می گرده و مجبور می شن که ایشون رو به " آی سی یو " برگردونن و مدت 15 روز هم اونجا بوده اما دکتر ها بویژه یه آقای دکتر که  ما از طریق بیمارستان پارسیان متوجه شدیم چون اسم ایشون رو از طریق بیمارستان دریافت کردیم چون اقوام خانواده ما این رو به ما نمی گفتن آقای دکتر رستمی بودن دکتر که بسیار معتقد بودن که اگر مداوای درستی صورت بگیره شاید که بشه ایشون رو چند مدتی زنده نگه دارن و این کار ادامه پیدا می کنه تا چند روز پیش که مجددا ایشون به کمایی می رن کمایی که یک روز کاملا در کما بودن و روز بعدش چند ساعتی بیدار می شن و می تونستن شناسایی بکنن . ولی متاسفانه امروز صبح که من با خانواده صحبت می کردم یعنی به وقت محلی در تهران ساعت 8 صبح بود گفتن که دکتر ها قطع امید کردن و علتش این بوده که ایشون در شرائطی قرار گرفته که حتی کبدشون هم سرطان گرفته پوشش کامل داره و ریه ایشون هم آب آورده خونریزی معده داره و بطور کلی قطع امید کردن و تا این لحظه هم گفته بودن که معجزه هست که بیماری با چنین شرائطی بتونه بیش از چند روزی عمر بکنه و از این رو قطع امید که کردن باز هم اینها امیدوار بودن که بتونن با تزریق دارو و ترفند هایی که داشتند بتونن ایشون رو چند صباحی زنده نگه دارن . ولی ساعت 2:30 به وقت محلی تهران یعنی چهارشنبه که من تلفونی داشتند از محل بیمارستان اطلاع دادن که ایشون فوت کردن و به اصطلاح دار فانی را وداع کردن .

 

 

  

 تعدادی از ترانه ها به آهنگسازی همایون خرم که با صدای خانم الهه اجرا گشته :

 

خواننده

دستگاه - مایه

آهنگساز

سراینده شعر

ترانه

الهه

دشتی

همایون خرم

سيمين بهبهاني

قصه آشنايي

الهه

بیات اصفهان

همایون خرم

ابوالحسن ورزي

آمد اما…

الهه

چهارگاه

همایون خرم

سيمين بهبهاني

فرياد از تو

الهه

بیات اصفهان

همایون خرم

تورج نگهبان

منم مجنون كويت

الهه

دشتی

همایون خرم

رهي معيري

از ديده بارم وز دل برآرم

الهه

ابوعطا

همایون خرم

رهي معيري

واي از شب من

الهه

مخالف سه گاه

همایون خرم

تورج نگهبان

آمدي كه با دلم گفتگوكني

الهه

مخالف سه گاه

همایون خرم

بهادر يگانه

رسواي زمانه منم

الهه

بیات اصفهان

همایون خرم

بيژن ترقي

يارم گره بر مو زده

الهه

بیات اصفهان

همایون خرم

تورج نگهبان

دريغا

الهه

شور

همایون خرم

اميري فيروزكوهي

دلم ز دوري هر بي وفا چرا سوزد

الهه

بیات اصفهان

همایون خرم

معيني كرمانشاهي

رفته

الهه

چهارگاه

همایون خرم

بهادر يگانه

اي كه غرور مرا شكستي

الهه

بیات اصفهان

همایون خرم

بيژن ترقي

اي نكرده وفا، رفته راه خطا

 

تصنیف سرگشته   آواز : الهه      <<< برای دانلود کلیک کنید

 
حجم دانلود : ۹۷۹ کیلو بایت
مدت برنامه : ۵.۳۹ دقیقه
 
آهنگ ساز : همایون خرم
شعر : ه.الف.سایه ( هوشنگ ابتهاج )
دستگاه : همایون
 

................................................

 

رسوای زمانه منم  

 

گلهای رنگارنگ برنامه شماره 384 ب   حجم :۳.۴۲ مگا بایت       <<< برای دانلود کلیک کنید

 

تصنیف رسوای زمانه منم ۱ (اجرای ۱ ) حجم : ۶۲۷ کیلو بایت      <<< برای دانلود کلیک کنید

 

تصنیف رسوای زمانه منم ۲ ( اجرای ۲ ) حجم : ۷۷۳ کیلو بایت     <<< برای دانلود کلیک کنید

 

به اهتمام آقای جواد معروفی

سه تار : احمد عبادی

تصنیف : خانم الهه ( رسوای زمانه منم )

آواز : حسین قوامی

آهنگساز : همایون خرم

دستگاه : مخالف سه گاه

ترانه : بهادر یگانه

اشعار : صفی علی شاه

گوینده : آذر پژوهش

 

متن  تصنیف آهنگ ( رسوای زمانه منم ) :

 

شمع و پروانه منم مست میخانه منم

رسوای زمانه منم دیوانه منم دیوانه منم

یار پیمانه منم از خود بیگانه منم

رسوای زمانه منم دیوانه منم

چون باد صبا دربه درم با عشق و جنون هم سفرم

شمع شب بی سحرم از صبح نبود خبرم

رسوای زمانه منم دیوانه منم

تو ای خدای من شنو نوای من

دمی به آسمان تو که می لرزد به زیر پای من

مه و ستاره بال تو می سوزد به ناله های من

رسوای زمانه منم

دیوانه منم

وای از این شیدا دل من  مست و بی پروا دل من

مجنون هر صحرا دل من  رسوا دل من

ناله تنها دل من  داغ حسرت ها دل من

سرمایه سودا دل من رسوا دل من  رسوا دل من

خاک در پروانه منم   خون دل پیمانه منم

چو اشوب به ترانه توئی چون آه شبانه منم

رسوای زمانه منم دیوانه منم

 

توضیح :

 

وی از شاگردان عبدالله دوامی، استاد بزرگ ردیف موسیقی ایران و غلامحسین بنان، از خوانندگان نامدار موسیقی سنتی ایران بود و در حدود 27 سالگی صدای او مورد توجه داوود پیرنیا، تهیه کننده برنامه گلها در رادیو ایران قرار گرفت که برنامه اصلی موسیقی در رادیو به شمار می رفت و خاص موسیقی سنتی بود.
آقای پیرنیا از همایون خرم، یکی از آهنگسازان برجسته برنامه گلها می خواهد که آهنگی بسازد تا با صدای الهه از رادیو پخش شود که بدین ترتیب، خانم الهه با ترانه معروف
"رسوای زمانه" که شعر آن را بهادر یگانه سروده بود به رادیو راه یافت و به مدت پانزده سال از خوانندگانان اصلی برنامه گلها بود.

 

................................................

 

یارم گره بر مو زده

 

گلهای رنگارنگ برنامه شماره ۳۱۴    <<< برای دانلود کلیک کنید

 

تصنیف : خانم الهه ( یارم گره بر مو زده )

آواز : اکبر گلپایگانی

در مایه : بیات اصفهان

ترانه : بیژن ترقی 

آهنگ ساز : همایون خرم 
 
................................................ 
 
باز آمد
 
گلهای رنگارنگ برنامه شماره ۳۳۷     <<< برای دانلود کلیک کنید
 
تصنیف : خانم الهه ( باز آمد )
آواز : حسین قوامی
ترانه : معینی کرمانشاهی
آهنگساز : جواد معروفی
دستگاه : سه گاه
 

 
 

 

فایل تصویری از خانم الهه و انوشیروان روحانی  

 

 به زودی همینجا فایل های دیگری ازالهه  قرار خواهد گرفت  

 

به زودی با :

 

بهترین آثار الهه که با آهنگ سازی پرویز یاحقی می باشد

 

........................................

 

 گفتگو با محمود خوشنام درباره الهه، خواننده فقيد رسوای زمانه:رسا و شفاف، مثل الهه

 

گزارش گر : معصومه ناصری
سه شنبه 30 مرداد 1386
 

آقای خوشنام! اهمیت خانم الهه برای مخاطبان موسیقی امروز در چیست؟

اهمیت صدای خانم الهه در وهله اول در رسابودن و شفافیت صدایشان بود. صدای بسیار بسیار شفافی داشت که متأسفانه با از دست دادنش، جامعه موسیقی ایران یکی از این صداهای خوب را از دست داد. بماند البته که پس از انقلاب ما صداهای شفاف دیگری را هم به شکل‌های مختلف از دست دادیم.

ولی مسأله مهم‌تری که من می‌توانم به شما بگویم، این است که در موسیقی سنتی ایران صداها به دو بخش تقسیم می‌شوند: آوازخوانان و تصنیف‌خوانان. این‌ها هیچ‌کدام در گذشته همدیگر را قبول نداشتند. به خصوص آوازخوانان کار تصنیف‌خوانی را کار عبث، ضعیف و مبتذلی می‌دانستند. ولی بعدها معلوم شد که تصنیف‌خوانی هم چم‌ وخم کار خودش را دارد و اگر درست اجرا بشود، دارای ارزش‌هایی کمتر از آوازخوانی نخواهد بود. خواننده‌ها هم به همین دو دسته تقسیم می‌شدند؛ همانطور که گفتم. خانم الهه از نادر خوانندگانی بود که در هر دو زمینه و در هر دو حیطه توانایی و قدرت داشت. ما اگر بخواهیم نمونه‌ای دیگر در این مورد ذکر کنیم، یکی قمرالملوک وزیری است و دیگری دلکش، که هر دو در هر دو حیطه‌ی آوازخوانی و تصنیف‌خوانی واقعاً جلوه‌گری می‌کردند. خانم الهه هم از این دسته بود. یعنی واقعا وقتی شما در برنامه «گلها» آوازش را می‌شنیدید، هیچ از آوازخوانان حرفه‌ای درجه‌ یک، کم نمی‌آورد.

خانم الهه هیچ وقت در موسیقی ستاره بود یا به قول فرنگی‌ها «Celebrity» بود؟

راستش چون آن زمان، سال‌های ۳۰ و ۴۰، دوره شکوفایی موسیقی سنتی در ایران بود و همه این‌ها، نوآورانه کار می‌کردند و همه با همدیگر و هم‌زمان با هم روی صحنه می‌آمدند، ستاره شدن کمی کار مشکلی بود. رقابت‌ها بسیار متراکم و پیچیده بود و هرکس می‌کوشید سهم بیشتری برای خودش داشته باشد. من نمی‌توانم به‌عنوان یک ستاره از او یاد بکنم، برای این که هم‌زمان با او خوانندگان دیگری هم بودند که شهرت بیشتری هم داشتند، مثل دلکش، مرضیه و حتی شاید در جهت دیگری مثل پوران شاپوری و غیره. ولی اهمیت خانم الهه بیشتر این بود که بخشی از کارش را در یک موسیقی جدی‌تری صرف می‌کرد که ما به آن موسیقی فاخر «گلها» می‌گوییم که الان جایش واقعاً در مجموعه موسیقی ایران خالی‌ست.

وقتی در مورد موسیقی «گلها» حرف می‌زنیم، چه ویژگی‌هایی مدنظرمان هست؟ شما می‌گویید موسیقی از نوع «گلها» می‌شود مشخصاتش را هم بگویید؟

من از موسیقی «فاخر گلها» گفتم...

بله دقیقاً.

فاخر به این معنا که هم ریشه در اصالت‌ها داشت و هم در عین حال نشانه‌هایی از نوآوری در آن دیده می‌شد. اگر تنها به صورت اصیل اجرا می‌شد، برمی‌گشت به موسیقی دوره قاجاری که البته اصالت داشت؛ اما تنوع، شادابی و طراوات نداشت. در «گلها» در واقع با حفظ اصالت یک مقدار طراوات و شادابی تزریق شد به موسیقی ایران. از طریق سازآرایی، ارکستراسیونهای بزرگ، از طریق ارکستر بزرگ و اصلاً ایجاد کردن ارکستر بزرگ و تنوعی که در ترانه‌ها و شعرهایی که روی آن آهنگ گذاشته می‌شد یا غزلیاتی که برای آواز انتخاب می‌شد، همه این‌ها مجموعه‌ای از ویژگی‌هایی را به وجود می‌آوردند که برنامه‌ی «گلها» را از برنامه‌های دیگر موسیقی رادیو متمایز می‌کرد.

خاطرتان هست که کار خانم الهه در برنامه‌ی «گلها» چطور بود؟

بله! اتفاقاً درباره‌ی این موضوع وقتی چندی پیش من با آقای مهندس همایون خرم صحبت می‌کردم؛ آهنگسازی که خانم الهه با او خیلی نزدیک کار می‌کرد. ایشان می‌گفت که در واقع اولین آهنگی را که در گلها اجرا کرده است، با صدای الهه بوده و آقای داود پیرنیا مدیر برنامه «گلها» از صدای الهه خوشش آمده بود و آن را گذاشته بود برای اجرای آهنگی که واقعاً درجه یک باشد از نظر او و بعد به خرم پیشنهاد می‌کند که یک آهنگی بساز که ما با صدای الهه بتوانیم آن را اجرا کنیم. نتیجه این توصیه و پیشنهاد ترانه‌ای است با عنوان «رسوای زمانه» که یکی از بهترین کارهای «گلها»یی خانم الهه است. شعری از آقای بهادر یگانه. این آهنگ در مخالف سه‌گاه ساخته شده و بسیار از نظر آهنگ دلنشین و با چفت و بست، محکم و دقیق و در عین حال با حالت تغزلی شاعرانه، بسیار بسیار دل‌انگیز است.

می‌فرمایید که آقای پیرنیا از صدای الهه خوشش آمده بود و گفته بود که ترانه‌ای باشد یا آوازی باشد که با صدای الهه هم‌خوانی داشته باشد. ويژگی صدای الهه چه بود؟

از ويژگی‌اش گفتم. شفاف بود و رسا که رسابودن با شفاف بودن، کمی هم متفاوت است. یعنی صدا ممکن است رسا باشد، ولی شفاف نباشد؛ تیرگی در آن باشد. ولی صدای خانم الهه هم رسا بود و هم شفاف، و بعد هم یک شیرینی و ملاحتی توی اجرای به خصوص تصنیف‌ها به کار می‌برد که صدا را دل‌انگیزتر از آن چه که بود، می‌کرد.

در میان نسل علاقه‌مند به این نوع موسیقی، کدام آهنگ او بیشتر گــُل کرد؟

جدا از «رسوای زمانه» یک ترانه بسیار دل‌انگیز دیگری نیز خانم الهه دارد با عنوان «سرگشته» که بازهم آهنگش از مهندس همایون خرم است. ولی بخشی از جذابیت خودش را از شعری گرفته که پیوند خورده است با آهنگ آقای خرم؛ و آن شعری است از آقای هوشنگ ابتهاج که مطابق همه شعرهایی که ایشان می‌سراید، بسیار جنبه نمادین دارد و بسیار بسیار دل‌انگیز است. من باید به خصوص از یک زمینه دیگری که هردومان فراموش کردیم درباره‌اش صحبت کنیم، (حرف بزنم و آن) ترانه حماسی و انقلابی است که خانم الهه خوانده و آن ترانه‌ای است از عارف قزوینی با عنوان «از خون جوانان وطن لاله دمیده»

خانم الهه هم این ترانه را دوباره خواندند؟

بله، بله! این آهنگ از عارف قزوینی است. ولی در دوره‌ی «گلها» همین ارکستر بزرگ گلها، زمانی که آقای روح‌الله خالقی سرپرستی ارکستر را به‌عهده داشت،‌ این آهنگ را برای ارکستر بزرگ تنظیم کرد و با صدای الهه پخش شد.

به مناسبت خاصی این ترانه را خواندند؟

دقیقاً نمی‌دانم. احتمالاً شاید در سالگرد انقلاب مشروطه بود یا زمانی که از عارف صحبتی به میان ‌آمده. ولی بعد در برنامه «گلها» بارها این اجرا تکرار شد. برای این که بسیار جذاب تنظیم شده بود؛ سازآرایی بسیار دل‌انگیزی داشت. یعنی در واقع خود عارف این را فقط با یک سه‌تار مختصر و خشک و خالی می‌نواخت و می‌خواند. ولی آقای خالقی برای آن یک ارکستر بزرگ 60-50 نفره تنظیم کرد و طبیعی است که بر جذابیتش بسیار افزود.

ولی امضای خانم الهه «رسوای زمانه» است!

«رسوای زمانه» هست؛ ولی یک ترانه دیگری دارد با عنوان «آمد، اما در نگاهش آن نوازش‌ها نبود.» این آهنگ هم، اگر اشتباه نکنم، از مهندس همایون خرم است که بر روی غزلی از ابوالحسن ورزی نشسته و بسیار بسیار پیوند دل‌انگیز و جذابی از کار درآمده. یک شعر دیگری هست با عنوان «باز آمد» که این هم ترانه قشنگی است. حالا که همه این حرف‌ها را زدیم، یک نکته هم درباره‌ی بعضی ترانه‌های ارمنی بگویم که باب شده بود در آن زمان در ارکستر گلها. مرحوم جواد معروفی نسخه (ورسیون) فارسی آهنگ‌های ارمنی را درست کرده بود.

یعنی موسیقی، موسیقی ارمنی بود؛ ولی با سازهای ایرانی؟

بله، بله. اصل آهنگ ارمنی بود؛ ولی بسیار دلنشین و از نظر ملودی خیلی شبیه به آهنگهای ایرانی.

نمونه‌هایش را می‌شود مثال بزنید؟

مثلاً از جمله ترانه‌ای با عنون «دلم را بی‌خبر می‌بری» که شعرش را جمشید ارجمند ساخته و برای آهنگ ارمنی گذاشته و آقای معروفی آن را تنظیم کرده برای ارکستر بزرگ و اصل آهنگش هم، اگر اشتباه نکنم، از آهنگسازی ارمنی به‌نام «جانبازیان» است.

خانم الهه هم از این کارها اجرا کرده‌اند...

بله خانم الهه خواندند...

همین را خانم الهه خواندند؟

بله. این آهنگ را به‌اضافه‌ی یکی‌ دو آهنگ دیگر. من حاضر به ذهن نیستم و الان نام‌هایش در نظرم نیست. شاید 4-3 تا از این آهنگ‌های ارمنی بود.
البته نه این‌که این‌ها را به‌عنوان موسیقی ایرانی پخش بکنند، به‌عنوان موسیقی کشورهای هم‌جوار که شباهت‌هایی با موسیقی ایران دارد، پخش می‌شدند و این هم کار بسیار جالبی بود و اگر واقعاً ادامه پیدا می‌کرد، یک نوع شناسایی بیشتری از موسیقی کشورهای همسایه هم به دست می‌داد.

منبع : راديو فردا



 
+ نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 11:30 |
 
تقدیم به  پرویز یاحقی :

از تو ای دوست نگسلم پیوند

گر به تیغم برند بند از بند

من ره کوی عافیت دانم

چه کنم که اوفتاده ام به کمند

 
..................................
 

حافظ از جور تو حاشا که بگرداند رو

من از آن روز که در بند تو ام آزادم

............................

 
 
استاد پرویز یاحقی
 
 
 با شرکت استادان : ایرج : آواز - پرویز یاحقی : ویولون - فضل الله توکل : سنتور - ناصر افتتاح : تنبک
 
در مایه :  آواز افشاری
 
لازم به ذکر هست که این اثر جزو زیباترین آثار یاحقی در افشاری هست . قطعاتی که توسط ویولون نواخته می شود چنان با نفوذ و تاثیر گذار هست که هر شنونده ای را از خود بی خود خواهد کرد هرچقدر خواستم در حال و هوای اجراهای ویولون توضیحی بنویسم باز راضی نشدم ! چرا که :
 
هرچه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل گردم از آن
عقل در شرحش چو خر در گل بخفت
شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
 
 ............................
 
 
 
قطعه ای بسیار بسیار زیبا در مایه افشاری  این برنامه با همکاری حسن ناهید ( نی ) و فیروزه امیر معز یا فخری نیکزاد ( احتمالا ) به صورت دکلمه ای بسیار بسیار زیبا اجرا گشته است . توضیح اینکه این برنامه برنامه ای زنده بوده که در دوران گذشته توسط گروه فرامرز پایور اجرا گردیده است . قطعه ای که خواهید شنید بخشی از این برنامه هست . قسمتی از اشعار ( ترجیح بند هاتف اصفهانی ) دکلمه شده را می نویسم :
 

در کلیسا به دلبر ترسا

گفتم ای دل به دام تو دربند

ای که به تار زنارت

هر سر موی من جدا پیوند

ره به وحدت نیافتن تا کی

ننگ تثلیث بر یکی تا چند

نام حق یگانه چون شاید

که اب و ابن و روح قدس نهند

لب شیرین گشود و با من گفت

وز شکرقند ریخت از لب قند

که گر از سر وحدت آگاهی

تهمت کافری به ما مپسند

در سه شاهد ازلی

پرتو از روی تابناک افکند

سه نگردد گر او را

پرنیان خوانی و حریر و پرند

ما در این گفتگو که از یک سو

شد ز ناقوس این ترانه بلند

که یکی هست و نیست جز او

وحد هو لا الله الا هو

 

 

>>>>>>>>>>>>برای دانلود اینجا کلیک کنید <<<<<<<<<<< 

 

 
............................
 
 
دکلمه اول اثر :
 
 

آنقدر درد درون را در دل خود ریختم

تا که خود با درد هستی سوز خود آمیختم

تا جدا ماند من در من ز هر بیگانه ای

از تو ام ای عشق بی فرجام من بگریختم

برگ زردی بودم و در تند باد حادثه

بر تن هر شاخه بی ریشه ای آویختم

 

............................
 

پرویز یاحقی و بیژن ترقی دو هنرمند همراه

 

( قسمت دوم مصاحبه با استاد یاحقی – مجله هنر موسیقی – نوروز 1381 )