تبليغاتX
پرویز یاحقی
home
music
gallery
albums
contact_us
news



Parviz Yahaghi is one of the fantastic violinists in the World ! ::::::::: Coming soon With : WWW.ParvizYahaghi.COM ! ::::::::: Maestro Loghman Adhami's Website : WWW.LoghmanAdhami.COM :::::::::


 
با سلام به دوستان عزیز
جهت اطلاع شما عزیزان ( چون بسیاری از عزیزان درباره وب سایت پرویز یاحقی سوال کرده اند ) سایت پرویز یاحقی به زودی با طراحی جدید فعالیت خود را از سر خواهد گرفت . با آپلود فایلهائی درخشان و بی نظیر از استاد پرویز یاحقی .
 
 
 
با نهایت تاثر متوجه شدم که روح برادر دوست خوبمون  " محسن دهینی "  نویسنده وبلاگ اسد الله ملک به آسمان زیبایی رفت . تاثر نه از عروج  به زیبایی ! بلکه از فقدان آن عزیز که دیگر جسم او و نه روحش در میان ما نیست . هرچند بیان و درک این فقدان بسیار سخت و دشوار هست اما سنگینی آن را اندکی بر خود احساس می کنم . روحش شاد .
 
 
 
۲۹ مهر ماه ۱۳۷۱ - درگذشت استاد حبیب الله بدیعی
 
۲۲ مهر ماه ۱۳۷۲ - درگذشت استاد حسن گل نراقی
 
دانلود فایل تصویری از :
 
 
استاد پرویز یاحقی !
 
این عزیزان چونان ستاره در آسمان نورافشانند
 
همچو خیام و سعدی و حافظ افتخار ایرانند
 
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
با سلام به شما دوستان عزیز
این پست در بزرگداشت از دو تن از استادان موسیقی ایران حسن گل نراقی و حبیب الله بدیعی می باشد . که مراسم این دو هنرمند بی جانشین در تاریخ ۲۹ مهرماه ۱۳۷۲ ( اولین سالگرد حبیب الله بدیعی و هفتم حسن گل نراقی ( در یک روز ) ) در امام زاده طاهر کرج با حضور خیل عظیمی از مردم و استادان مختلف هنر بویژه موسیقی برگزار گشته که می توانید  فایل هایی از این مراسم را به صورت متنی و صوتی و تصویری  دریافت کنید . با این توضیح که برای اولین بار در این وبلاگ فایلی تصویری از استاد پرویز یاحقی به مدت ۱۵ دقیقه ارائه خواهد شد که در آن پرویز یاحقی در تجلیل از دو استاد فقید خاطرات و سخنانی خواهند گفت .
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
قسمت اول :
 
دو اثر بسیار زیبا و ارزشمند از همکاری حبیب الله بدیعی :
 
 
حجم فایل : ۳.۶۳ مگا بایت - مدت : ۲۵ دقیقه
 
اثر دوم برنامه ای هست خصوصی با صدای محمد رضا شجریان و ویولون حبیب الله بدیعی که در مایه اصفهان اجرا شده و بسیار زیباست . 
 
 
حجم فایل : ۶.۳۹مگا بایت - مدت : ۴۵ دقیقه
 
 
 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 
قسمت دوم :
 
فایل تصویری و متنی سخنرانی استاد یاحقی

متن قسمتی از سخنرانی استاد پرویز یاحقی در مراسم بزرگداشت استادان حبیب الله بدیعی و حسن گل نراقی :

............روزی در منزل من جمع بودیم سال 1336 روانش شاد آقای مهدی خالدی هم بودند . و یکی از خوانندگان مشهور خانم هم تشریف داشتند ناگهان در زدند . عرض کنم که : در رو باز کردیم مرحوم استاد بدیع زاده بودند و در کنار ایشون هم آقای حسن گل نراقی که من اعتقاد دارم که اینها روحشون به آسمان رفته و در درونم در من حالتی هست که زیاد اعتقاد ندارم که مثل سایر مردم زیر خاک می روند اعتقادم این است که اینها به آسمان می روند به هر حال ....اقای گل نراقی آمدند تو و دیدند ما مشغول کار هستیم با سوابق موسیقی که با هم داشتیم و می دیدند که من این همه کار دارم خواستند که یه سر برم تا رادیو و اونجا یه برنامه آزمایشی ضبط کنم . به هر حال من هم به دلیل اینکه از سن 16 17 سالگی با آقای گل نراقی دوست بودیم قبول کردم و خوب این خاطره یادم هست که نت آهنگ خودم رو دادم دست مرحوم آقای خالدی لطف کنید شما این کار رو ادامه بدید تا من یه سری برم رادیو برگردم به اتفاق آقای گل نراقی و آقای بدیع زاده که هر دو روحشان شاد باد به رادیوی آنروز که در میدان ارگ یا 15 خرداد امروز قرار داشت رفتیم و روزی هم بود که 3 بعد از ظهر بود خیلی هم خلوت بود تصادفا آقای مشیر خان شهردار را اونجا دیدیم و من به حسن گفتم که با نبودن ارکستر و نبودن امکانات چه جور می توانیم این مسئله رو ضبط کنیم . ایشون گفتند که من خودم ضبط رو می گیرم دستم و با هم همکاری می کنیم از آقای مشیر همایون هم که روحشون شاد اونجا حضور داشتند خواهش کردم که پشت پیانو بشینند .. و به هر حال همتون شنیدید قطعه ای آزمایشی در اون لحظه با ساز من و صدای مرحوم حسن جان و پیانو آقای مشیر همایون ضبط شد و قرار شد که در شورای رادیو مورد بررسی قرار بگیره و پخش بشه و این برنامه در جمعه بعد در " برنامه شما " از رادیو پخش شد . و نفوذ صدای شادروان گل نراقی رو می خوام بهتون عرض بکنم آنچنان سر و صدائی به پا کرد که بارها و بارها که اقای گل نراقی آمدند و حتی دوستان یادشون هست که با ارکستر هم خوندند ولی اون اثری رو که اون برنامه آزمایشی که همون مرا ببوس معروف هست و همتون شنیدید و می دانید اون اثر رو دیگر نتوانست بگذارد و این خاطره رو که خود حسن عزیز مطمئنم روح پاکش ناظر این جمع ما و حضار ما هست همیشه وقتی به ما می رسید و در جمع دوستان همیشه این رو بازگو می کرد می گفت که : بله در فلان روز بعد از ظهر رفتیم به رادیو و یک کار آزمایشی کردیم و غرضم از بازگو کردن این داستان این است که شایعات و گفته هائی در اطراف خود این مراببوس در جامعه پیش آمد که متاسفانه هیچکدام با واقعیت منطبق نبود شاعر این ترانه هم اقای دکتر حیدر رقابی بودند که چند سال پیش به ابدیت پیوستند یکی از دوستان نزدیک آقای ترقی و من بودند و همکاران .. و آهنگ این ترانه هم سالها پیش قبل از اینکه ما این کار رو اجرا بکنیم در فیلمی بوسیله یکی از خوانندگان خانم اجرا شده بود اما صدای گرم حسن گل نراقی و اون سلیقه خاصی که به خرج داد در این اثر چنان روی مردم تاثیر گذاشت که شاید 35 سال از این قضیه می گذره این نوار تازگی خودش رو حفظ کرده و همیشه مورد علاقه همه بوده است . این را از این جهت گفتم که حاضرین خانم ها و اقایون روشن بشوند و

در مورد استاد حبیب الله بدیعی :

دوست عزیز و یار مهربان خودمون که هنوز که هنوز هست و یک سال هست که از درگذشت اون بزرگوار می گذرد برای من شخصا باور کردنی نیست که چنین هنرمندی از میان ما رفته باشد کما اینکه گاهی بی اراده دستم پیش می رود و نمره ( منظور شماره تلفون ! ) اون رو می خوام بگیرم اصلا به خودم نهیب می زدم اصلا چنان باورنکردنیست که بازگو کردنش مشکله . به هر حال در این ساعات زودگذر وقت عزیزان رو بیشتر نمی گیرم عرض کردم من سخنران نیستم و اعتقادم این است که هنرمند لزومی نداره صحبت بکنه فقط اثرش و سازش بیانگر روح و احوالات درونی او هست و افرادی که صاحب نظر باشند با شنیدن آثار این هنرمند اعم از موسیقی یا آهنگ یا شعر .. درون اون هنرمند رو درک می کنند و مرحوم استاد بدیعی از اونجائی که بسیار نزدیک بودیم و بسیار دوست بودیم نزدیک 40 سال همکاری در رادیو می تونم بگم که با چند نفر محدود اگر اسرار دلش رو و درد دلش رو بیان می کرد این افتخار رو داشتم که یکیش من بودم و عده زیادی عرض کنم که شاهد این مدعا هستند ....... بقیه سخنرانی را از لینک زیر دانلود کنید :

فایل تصویری سخنرانی استاد یاحقی

 این سخنرانی را دانلود کنید و ببینید  ( فایل تصویری )

 حجم فایل : ۱۷ مگا بایت  -  زمان فایل : ۱۶ دقیقه 

 :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 قسمت سوم :

دانلود فایل صوتی کل مراسم بزرگداشت حبیب الله بدیعی و حسن گل نراقی  

حجم فایل : ۴.۶۶ مگا بایت -  زمان فایل : ۴۱ دقیقه 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

قسمت چهارم : 

شعری از استاد فریدون مشیری در وصف استاد حسن گل نراقی :

در همه ایران کسی به یاد ندارد - نغمه سرائی که یک ترانه بخواند - تنها با یک ترانه در همه عمر – نامش اینگونه جاودانه بماند - صبح که در شهر آن ترانه درخشید – نرمی مهتاب بود و گرمی خورشید - بانگ هزار آفرین به هر جا پیچید - شور و سروری به جان مردم بخشید - نغمه پیامی ز عشق بود و ز پیکار - مشعل شب های رهروان فداکار - شعله برفروختن به قله گفتار - بوسه به یاران امید و وعده به دیدار - خلق به بانگ مرا ببوس تو برخاست - شهر به بانگ مرا ببوس تو رقصید - هرکه به هرکه رسید نام تو پرسید - هرکه دلی داشت بوسه داد و ببوسید - یاد تو در خاطرم همیشه شکفته است - کودک من با مرا ببوس تو خفته است - ملت من با مرا ببوس تو بیدار - خاطره ها در مرا ببوس تو نهفته است - روی تو را بوسه داده ایم چه بسیار - خاک تو را بوسه می دهیم دگر بار - ما همگی سوی سرنوشت روانیم - زود رسیدی برو خدات نگهدار - هاله مهر است این ترانه بدانید - بانگ اراده است این ترانه بخوانید - بوسه او را به چهره ها بنشانید - آتش او را به قله ها برسانید  

 

 :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

قسمت پنجم :

 

مختصری درباره حبیب الله بدیعی :

حبيب الله بديعي در سال ۱۳۱۲ در سرزمين هميشه بهار هنرپرور و مردخيز مازندران در شهر “سواد كوه” در كانوني گرم و با محبت و در آغوش پدر و مادري كه براي هنر و هنرمند احترامي خاص قائل بودند تولد و پرورش يافت.

دو ساله بود كه پدرش “سواد كوه” را ترك و در شهر ساري اقامت گزيد و به كار فلاحت و تجارت پرداخت.هنوز هشت بهار از سن حبيب نگذشته بود كه همراه خانواده ي خود به تهران آمد و مقيم اين شهر شد.

در ساري برادر بزرگ حبيب براي خود ويلني تهيه كرده و نزد يك نوازنده ي ارمني به فراگرفتن ويلن مشغول مي شود ولي بعد از دو سال از ادامه ي كار خسته شده و نواختن ويلن را ترك مي كند.در اين زمان حبيب گهگاهي بدون اجازه و دور از چشم برادر مشتاقانه دستي به آرشه ي ويلن برده و نغمات دلنشيني به گوش مي رساند.اين عمل از ديد برادر مكتوم نماند و وقتي علاقه ي شديد او را نسبت به موسيقي مي بيند ويلن را به او هديه مي كند.

پدر و مادرش كه به تعليم و تربيت وي مانند ساير اولادان خود بي نهايت علاقمند بودند بر تحصيلات او نظارت دقيق داشتند و او تا اخذ ليسانس از دانشكده ي علوم تمام مراحل تحصيلي را با موفقيت به پايان رسانید. 

سال ۱۳۲۶ بود كه حبيب نوجوان پس از مدتي تمرين نزد خود به كلاس آقاي “مفخم پايان” مي رود و از ايشان كسب فيض مي كند.دكتر لطف اله مفخم پايان يكي از شاگردان خوب و باوفاي استاد ابوالحسن صبا بود چنانكه اغلب رديفهاي استاد به خط و اهتمام اين هنرمند نوشته و چاپ شده است.وي مدت سه سال حبيب اله بديعي را در فراگيري رديفهاي صبا تعليم مي دهد.بديعي رفته رفته چنان پيشرفتي در كار موسيقي حاصل مي كند كه در سال ۱۳۲۹ يعني پس از چهار سال نوازندگي به عنوان سوليست در برنامه ي راديو ارتش به نواختن ويلن مشغول مي شود.بعد از دو سال در واقع در سال ۱۳۳۱ به كلاس استاد ابوالحسن صبا مي رود و مدت دو سال از محضر او كسب فيض كرده و دوره ي تكميلي آوازها را نزد او به پايان مي رساند.در همين زمان كه نزد استاد صبا به فراگيري مشغول بود مدت دو سال نيز نزد يكي از اساتيد موسيقي كلاسيك خارجي به نام “جينگوزيان” كه از ارامنه ي قفقاز بود دوره مي بيند. 

بديعي علاقه ي وافري به موسيقي اصيل و سنتي ايران دارد و اعتقاد او بر اين است كه موسيقي ملي هر كشور نماينده ي اعتلاء روح آن ملت است و اگر بخواهند استقلال و همبستگي ملتي را از او بگيرند اول موسيقي و فرهنگ و ادبيات آن كشور را تسخير مي كنند بعد به سراغ ساير نشانه هاي ملي آن كشور مي روند اما فرهنگ و ادبيات و موسيقي ملي ايران همانگونه كه ناملايمات تاريخي و حملات وحشيانه ي مغول و بعضي از اقوام ديگر را پشت سر گذاشته در برابر اين تهاجمات مردانه ايستادگي كرده و از اين پس نيز به اتكاء فرهنگ پر بار خود راه آينده را در نورديده و ميراث هاي فرهنگي خويش را پشتوانه ي همت خود قرار مي دهد.

حبيب اله بديعي در نواختن دستگاهها و گوشه هاي آواز قدرت و توانايي قابل ملاحظه يي دارد.در آهنگسازي و نوازندگي داراي سبك خاصي است كه هر يك از آثار او از شيوايي و لطافت كم نظيري برخوردار است.او همين كه مي بيند تكرار نغمات و گوشه ها ممكن است براي شنونده كسالت آور باشد به قطعه يي ضربي روي مي آورد كه موجب تنوع و مبين قدرت نوازندگيش مي گردد به طوري كه بسياري از اهل فن معتقدند سلوي مشهور او كه در دستگاه “شور” نواخته شده به ملاحت و عظمت تمامي درياي مازندران زادگاهش مي باشد و شنونده را در الهام و رؤياهاي دور و دراز فرو مي برد.

حبيب اله بديعي ابتدا در سال ۱۳۳۳ اركستر كوچكي را رهبري مي كرد كه بعدها بنا به تجديد نظر تشكيلات اركسترهاي راديو اركستر شماره ي ۶ نام گذاري گرديد.وي در سال ۱۳۳۷ بنا به دعوت داود پيرنيا سرپرست برنامه ي گلها كار خود را در اين برنامه با خوانندگاني چون : غلامحسين بنان حسين قوامي اكبر گلپايگاني محمودي خوانساري محمد رضا شجريان و غيره آغاز كرد.

وي در سال ۱۳۴۳ عضو شوراي موسيقي راديو در سال ۱۳۴۵ معاون اداره ي راديو تهران و سپس معاون اداره ي موسيقي سال ۱۳۴۶ تا سال ۱۳۵۱ رئيس اداره ي موسيقي راديو و از سال ۱۳۵۱ تا سال ۱۳۵۸ عضو شوراي واحد موسيقي كه اعضاء آن متشكل از آقايان:مرتضي حنانه علي تجويدي و حسينعلي ملاح بود منتصب مي گردد و ضمن رهبري اركسترهاي شماره ي ۲ و ۴ و ۶ سپس مدت ۶ سال رهبري اركستر “باربد” را به عهده داشت.

فريدون ناصري آهنگساز خوب و هنرمند در يكي از برنامه هاي راديويي مي گويد:” حبيب اله بديعي يكي از آهنگسازان و نوازندگاني است كه در اين رده مي شناسيم.او يكي از زبردست ترين بداهه نوازان يا بداهه سراياني است كه ما طي سال هاي اخير در سرزمينمان ديده ايم.

حبيب اله بديعي نه فقط استعدادي باورنكردني در بداهه سرايي و رديف شناسي دارد بلكه اگر لازم باشد بالاترين درجه ي قدرت تقليد را هم از هنرمندان گذشته دارد.او اين كار را زماني انجام مي دهد كه از هر جهت لزوم اين عمل ثابت شده باشد كما اين كه بعد از فوت استاد بزرگ ابوالحسن خان صبا نواري از قطعه ي معروف “زنگ شتر” او در دست نبود و يا حداقل راديو چنين نواري نداشت حال اين كه لازم بود به خاطر بزرگداشت استاد از دست رفته اين شاهكار هميشه جاويدان او پخش مي شد از سوي ديگر استاد فقيد شاگردان زيادي داشت منجمله حبيب اله بديعي هم شاگرد او بود.باري بنا به صلاحديد مدير آن روز راديو چند نفر از شاگردان مرحوم استاد اين قطعه ي “زنگ شتر” را نواختند و قطعه يي كه بنا به نظر بسياري پذيرفته شد و حتي به نام مرحوم استاد پخش شد قطعه يي بود كه حبيب اله بديعي نواخته بود.يكبار ديگر بايد بگويم كه در همان زمان صريحا به تصديق همگان آنچه كه حبيب اله بديعي نواخته بود صد در صد با نحوه ي نوازندگي استاد ابوالحسن خان صبا برابري مي كرد. اين همه فقط بدان دليل است كه حبيب اله بديعي درست همان راهي را پيمود كه استادش پيموده بود يعني او هم مثل مرحوم صبا براي فراگرفتن فن درست آرشه كشي و شناخت ويولون نزد بهترين استادان ويولون كار كرد و نتيجه آن شد كه مسئله ي آرشه ي چپ و راست حبيب اله بديعي درست هماني است كه نزد ديگر استادان بزرگ غربي مطرح است يعني كمتر مي توان فهميد كدام آرشه ي او چپ است و كدام راست و اين بالاترين حد قدرت آرشه است.اما حبيب اله بديعي همه ي قدرت هاي نوازندگي و بداهه سرايي را يكجا دارد ولي اين بدان معنا نيست كه احيانا تا بوده چنين بوده چرا كه در گذشته يا در روزگاري كه بعضي از تكنوازان امروزي دوران نوجواني را مي گذراندند تكنوازان ديگري بودند كه برنامه هايشان زنده پخش مي شد و به همين جهت مدرك زياد و زنده يي مثل : صفحه و نوار از اين هنرمندان عزيز كه بعضي هاشان خوشبختانه هنوز ميان ما هستند و بعضي ديگرشان متاسفانه رخت به سراي باقي كشيده اند نداريم ولي اگر در همين مختصر مدرك باقي مانده جستجو كنيم درمي يابيم كه پايه و اساس بسياري از خصوصيات تكنوازي هاي امروز به خصوص روي ويولون بستگي به اين ها داشته يعني ابوالحسن خان صبا كه خود صاحب شيوه و مكتبي خاص بود شاگرداني تربيت كرد مثل : مهدي خالدي و علي تجويدي و همايون خرم.

حبيب اله بديعي از جمله ي تكنوازاني است كه بسياري از خصوصياتي را كه گفتيم يكجا دارد وي شاگرد ابوالحسن خان صبا بوده و علاوه بر اين با اكثريت قريب به اتفاق تكنوازان خوبمان هم حشر و نشر مداوم داشته و دارد به اين ترتيب حبيب اله بديعي به يك طريق تجربي با تحول تكنيك ويولون در موسيقي ايراني و بعد با شيوه هاي گوناگون نوازندگي آشنا شده گذشته از همه ي اين ها : حبيب اله بديعي مثل جمعي ديگر از تكنوازان برجسته در مايه ها و گوشه هاي گوناگون موسيقي ملي دست به يك نوع بسط و گسترش زده چرا كه مي دانيم رديف موسيقي ايران با همه ي عظمتش و با همه ي وسعتي كه دارد معذالك الگويي است براي آن هايي كه واقعا روحيه يا حس بداهه سرايي دارند گفتيم براي آن ها كه دارند چه تجربه ثابت كرده بداهه سرايي كار هر كسي نيست به اين معنا كه يك تكنواز بداهه سرا علاوه بر تكنيكي بزرگ احتياج به دانشي وسيع و محفوظاتي بسيار دارد وگرنه بداهه سرايي به نوعي به تكرار مكررات مي رسد كه خود به خود قابل شنيدن نيست.”

حبيب اله بديعي جهت شناساندن موسيقي سنتي و اصيل ايران مسافرت هاي متعددي به كشورهاي : افغانستان و آلمان و آمريكا و بلژيك و انگلستان نموده كه هنرمنداني نظير : جهانگير ملك و فرهنگ شريف و مجيد نجاحي و محمودي خوانساري و جمال وفايي و كورس سرهنگ زاده با وي همكاري داشته اند.حبيب اله بديعي براي كمك به مؤسسات خيريه منند بيمارستان هاي مسلولين و معلولين و اماكن فرهنگي كنسرت هاي فراواني برپا نمود.وي علاوه بر تكنوازي آهنگ هاي بسياري ساخت كه اكثر آن ها از آثار خوب و باارزش موسيقي اصيل ايران مي باشد و با اقبال روبرو شدند و حدود يكصد و پنجاه آهنگ ساخت كه خودش ميان آن ها از : “ كعبه ي دل ها “ و “ فرياد از اين دل “ و “ افسانه عشق “ و “ دل بي گناه “ و “ الهي بموني “ و “ افسانه زندگي “ و “ جاودانه “ و “ رفته بودم “ و “ افسانه كمتر “ و “ شعله سركش‌“ و “ در آتشم “ و “ مهربان شو “ و “ سنگ صبور “ و “ زندگي من “ را بيشتر از همه مي پسندد.

جاي افسوس است كه دست اجل گل وجود اين عزيز را پژمرده و پرپر كرد و هنوز خيلي زود بود كه او موسيقي اصيل ملي و سنتي ايران را از وجود پر بركت خود بي نصيب گذارد كه ضربه اي سنگين و بزرگ بر پيكر موسيقي سنتي ايران وارد شد.هرچند از زماني كه ساز را از وي جدا كردند او فوت كرده بود.حبيب الله بديعي در سن ۵۹ سالگي در تاريخ ۲۹/۷/۱۳۷۱ به رحمت ايزدي پيوست.جسد وي را در جوار امامزاده طاهر كرج به خاك سپردند.خداوند روح وي را قرين رحمت خويش فرمايد.

مراسم بزرگداشت وي در روز جمعه هشتم آبانماه ۱۳۷۱ بر پا گشت. 

منبع : وبلاگ دوست عزیزمان  معین شالی بیک ـ متاسفانه مدت بسیار زیادی هست که خبری از وی نداریم . !

  :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 قسمت ششم :

مرا ببوس

مختصری درباره حسن گل نراقی و حیدر رقابی + دانلود آهنگ مرا ببوس :

در نخستين روز شهريور ماه سال جارى، به ياد پنجاه و يكمين سالگرد كودتاى ۲۸ مرداد و به ياد مرحومان حيدر رقابى و حسن گل نراقى، روايتى داشتم در همين صفحه از ترانه به ياد ماندنى «مرا ببوس» تحت عنوان «براى آخرين بار، خدا تو را نگه دار» و طى آن از منسوبين رقابى و گل نراقى درخواست كردم تا به حل اين معما كمك كرده و بگويند، اين شعر چه زمانى سروده شد و گل نراقى آن را چگونه اجرا كرد و جاودانه ساخت. خوشبختانه ملاقاتى با آقاى جهانگير رقابى تنها برادر مرحوم حيدر رقابى دست داد و متعاقب آن تماسى با سر كار خانم اكرم گل نراقى، خواهر مرحوم حسن آخرين بازمانده خانواده گل نراقى حاصل شد و در ادامه ملاقاتى داشتم با دوست سى ساله حسن گل نراقى، آقاى بيژن بور بور و ما حصل كار، نوشته اى است كه تقديمتان مى شود و با اطمينان مى گويم، در تكميل نوشته قبلى، اين نوشته آخرين كلام درباره ترانه جاودان «مرا ببوس» است و به بهانه دوازدهمين سالروز فوت حسن گل نراقى، آن را تقديم مى دارم. در همين جا فرصت را غنيمت مى شمرم و سپاسم را تقديم آقايان رقابى و بور بور و همچنين سركار خانم گل نراقى مى دارم و همچنين جا دارد به دوست عزيزم آقاى «مجيد قمى» در آسايشگاه معلولان و سالمندان كهريزك، سپاس خود را معروض دارم كه سبب ساز تماس با خانم گل نراقى شدند. در ابتدا، به ياد مرحوم گل نراقى، در سالروز وفاتش به سراغ او مى روم و بعد سراغ «شاعر ملى» دكتر حيدر رقابى خواهم رفت. زنده ياد حسن گل نراقى، در روز ۲۴ ميزان (آبان) سال ۱۳۰۰ هجرى شمسى در بخش ۸ تهران، خيابان رى، كوچه آبشار پا به عرصه وجود گذاشت و سرانجام در هفدهمين روز مهر ماه سال ۱۳۷۲ به علت خونريزى مغزى- تومور- در بيمارستان آراد تهران بسترى گرديد و دو روز بعد، يعنى نوزدهم مهر ماه ۱۳۷۲ براى هميشه روى در نقاب خاك كشيد. پدر حسن مرحوم مهدى گل نراقى، داراى شش فرزند بود- هادى، جواد، حسن، عباس، اشرف و اكرم - حسن سومين فرزند او سرانجام در هفتاد و دومين سال حيات، به ديار باقى شتافت و در امامزاده طاهر كرج به خاك سپرده شد. حسن بعد از طى دوران تحصيلات ابتدايى وارد مدرسه دارالفنون شد و به دانشكده حقوق رفت و پس از خدمت سربازى به شغل پدرى در تيمچه حاجب الدوله تهران روى آورد و به فروش بلور و چينى و بار فَتَن پرداخت و بعد ها عتيقه فروشى پيشه كرد. او با آنكه يك شعر كاملاً سياسى را جاودانه ساخت، كاملاً غير سياسى بود و هنگامى كه حيدر رقابى در ايران حضور نداشت، اين شعر را خواند و عجبا كه هرگز شاعر، آهنگساز و خواننده زير يك سقف گرد هم نيامدند و ابتدا مجيد وفادار فوت كرد و سپس نوبت به رقابى رسيد و سرانجام گل نراقى، به دنبال ياران خود رفت و عجيب تر آن كه تنها يك بار ديدار ميان گل نراقى و رقابى در سال هاى پس از انقلاب دست داد كه به موقع به آن خواهم پرداخت و هرگز رقابى شاهد اجراى زنده اين ترانه نبود و گل نراقى آن را در چهلمين روز وفات رقابى، در حضور دوستان و دوستداران خود و رقابى خواند! حسن گل نراقى با ترانه «مراببوس» جاودانه شد، اما در محافل خصوصى برخى ترانه هاى آشناى روز را براى دوستدارانش زمزمه مى كرد. آخرين نگاه، تا كى به تمناى تو يگانه، نشد يك لحظه از يادت جدا دل، به كنارم بنشين و روى سينه ام لالا كن از جمله ترانه هايى هستند كه در محافل خصوصى با صداى گل نراقى ضبط شده اند و دوستداران آن مرحوم چون يادگارى عزيز از آن نگهدارى مى كنند. او بذله گو، نكته سنج و محفل آرا بود و به همراه دو برادرش، در ساختمانى در شمال ميدان هفتم تير زندگى مى كردند و با وقف اين ساختمان، نام نيك خود را هميشه در ذهن ها جارى ساختند. نكته گفتنى درباره آهنگ «مرا ببوس» همراهى پرويز ياحقى با ويولن و مشير همايون شهردار با پيانو است كه به غلط انوشيروان روحانى در برخى از نوشته ها آمده است. اما حيدر رقابى. قبل از هر نكته اى بايد بر اين گفته تاكيد گذارم كه مرحوم رقابى، هرگز نبايد به عنوان يك ترانه سرا و يا تصنيف ساز تلقى شود و اشعار و نوشته هاى به جا مانده از او بيانگر روح ملى و حماسى اوست و تنها شعر اجرا شده به صورت ترانه، همين ترانه «مرا ببوس» است و با «كتاب شناختى» كه از او به دست خواهم داد، او يك استاد برجسته فلسفه، اديب و شاعر ملى است. مرحوم حيدر رقابى كه به غلط در برخى نوشته ها «حيدرعلى» آمده، فرزند مرحوم احمد رقابى، در نوزدهمين روز آذر ماه ۱۳۱۰ شمسى پا به عرصه وجود گذاشت و در روز ۲۳ آذر ماه ۱۳۶۸ در آغوش برادر در بيمارستان جم تهران به علت عارضه سرطان لوزالمعده در پنجاه و ششمين سال حيات، براى هميشه دنيا را وداع گفت و در جوار حاج محمدحسن شمشيرى و جهان پهلوان تختى به خاك سپرده شد. مرحوم رقابى پس از كودتاى ۲۸ مرداد دستگير شد و روانه زندان گرديد و اندكى بعد آزاد شد و دوباره دستگير شد و با گرفتن تعهد از پدر او به شرط آنكه براى هميشه ايران را ترك كند، از زندان آزاد شد و از كشور خارج گرديد. قبل از آن كه به سال هاى تبعيد مرحوم رقابى نگاهى بيندازم، روايت چگونگى سرودن مرا ببوس را به نقل از خود وى تقديم مى دارم و سرانجام تحصيلات او، چگونگى بازگشت به ايران و سرانجام كار او و كتاب شناختش را ارائه خواهم كرد. او درباره چگونگى سرودن شعر ترانه «مرا ببوس» مى گويد: «با او در يكى از روز هاى پرگيرودار جنبش ملى آشنا شدم و هم در شعر و هنر و هم در سياست او را هماهنگ زندگى خود يافتم. سرنوشت دوستى ما با سرنوشت نهضت ملى ايران بعد از كودتاى ۳۲ هماهنگ شده بود. ۲۸ مرداد كه رسيد نهضت انقلابى و زير زمينى شد به همين گونه دوستى ما. با او پيمان زندگى بسته بودم و مى خواستم كه با پايان يافتن دوره دانشكده حقوق، اين عروس آرزو ها را، عروس خانه خود بسازم و گل هايى را كه پنهانى در لاى روزنامه ها به دست او مى سپردم، ديگر آشكارا هر روز هديه اش كنم. حالا ديگر من مسئوليت خطرناكى داشتم و ناگزير مى بايد در ميان او و انقلاب يكى را انتخاب كنم. من مسئول كميته نهضت مقاومت ملى دانشگاه تهران بودم كه در سال هاى ۳۴-۱۳۳۲ رهبرى تظاهرات تهران را به عهده داشتم. بازار با سقف ريخته و بازاريان با زندگى آسيب ديده و كارخانه ها با كارگران به زنجير كشيده شده و دبيرستان ها با چهره توفانى، اما خاموش همه به انتظار كوشش دانشگاه بودند، و به درستى كه نخستين تظاهرات ضد شاه- زاهدى از دانشگاه و در سر چهار راه مصدق [ولى عصر] آغاز شد و به دنبالش نخستين زد و خورد با پليس ها و سرباز ها ... پس از آن، روز ها و هفته ها و ماه ها گذشت و تظاهرات موضعى در بازار و خيابان ها و برسر چهارراه ها با وضع خونين و دشمن شكن خود ادامه داشت. اين كوشش ها، آغازگر بستن راه اتومبيل ها، موضع گيرى هاى خيابانى پى درپى با فاصله هاى ده دقيقه اى بود كه مايه گيج شدن پليس و فرماندارى نظامى مى گشتيكى از اين تظاهرات در خود دانشگاه و در روز شانزدهم آذر بود. دانشگاه در اين روز ۳ شهيد [قندچى، بزرگ نيا و شريعت رضوى] و چندين زخمى و زندانى داد. قهرمان مبارزات، دانشكده فنى بود. «مرا ببوس» در چنين روزى ساخته و به نام بيان حال هر جوان ايرانى بعد از ۲۸ مرداد سينه به سينه گشت و از نسلى به نسل ديگر رسيد. شب پيش از ماجراى شانزده آذر، از جلسه كميته نهضت مقاومت بيرون آمدم و براى چاپ اعلاميه مهمى به ديدار رابط نهضت مقاومت كل شتافتم. مى دانستم كه فردا روزى توفانى است، كار بعدى خداحافظى با دوست زندگى ام بود. دو بيت اول اين ترانه با آهنگش در خيابان انقلاب بر ذهنم جارى شد. ساعت دوازده شب كه رسيد با يكى از دستياران تداركات روز بعد به سوى خانه او رفتم. دوستم در تاريكى كوچه ايستاد و من از ديوار خانه بالا رفتم و به آن سوى ديوار سرازير شدم، براى اين كه پدر و مادرش بيدار نشوند، به سختى دم مى زدم. آنها از بيم پليس كه در تعقيب من بود، ديدار ما را قدغن كرده بودند. خود من هم از اين حيث نگران بودم. فرداى خون آلود معلوم نبود كه برايم چه پيش بياورد، زندان يا شهادت؟ يكى از كسانى كه ددمنشانه به دنبال دستگيرى من بود، مولوى معدوم بود.۱ او سرگرد بود و به يكى از ياران دستگير شده ام به نام تويسركانى گفته بود: اين هاله كيست كه هركس را مى گيريم، در زير شكنجه نشانى او را مى دهند؟ اما او نشانى مرا نداشت و خودم هم نداشتم. هر شب و روز به جايى مى رفتم كه جريان هاى مبارزه مرا به آنجا مى كشيد. خانه ام همه جا بود. از پله هاى سنگى دانشكده حقوق گرفته تا زير زمين خانه قديمى مادر بزرگم و يا هر يك از بيغوله هاى بى نام و نشان جنوب شهر. آن طرز خداحافظى ام با او، به خاطر حفظ جان او بود. چشم باز كرد و در تاريكى شب سايه مرا شناخت. هيچ گاه اين گونه به ديدار او نرفته بودم. بالاخره آخرين دقايق ديدار من و او به سرعت تمام شد. اشك هاى بى صدايش انگشت هايم را خيس كرده بود. سپيده مرد، سپيده دم/ چو يك فرشته ماهم/ نهاد ديده برهم/ ميان پرنيان غنوده بود به آخرين نگاهش/ نگاه بى گناهش/ سرود واپسين سروده بود هيچگاه هيچ يك از شعر هايم را تا اين گونه پرتأثر احساس نكرده بودم. روز بعد ساعت هفت صبح، پنجه هاى هنرمند مجيد وفادار دنباله آهنگ را مى ساخت. تنها ده دقيقه براى اين كار احتياج داشت. و زندان موقت شهربانى جايى بود كه ترانه مرا ببوس در آن تكميل شد و هم بنديان من نخستين خوانندگان آن بودند. يك جاى خواندن آنان، پيرامون هفت سين ۱۳۳۳ بود. شب عيد هم مرا ببوس و سراينده اش، هر دو در زندان بودند. من او را ديگر نديدم كه بگويم برايش ترانه اى به نام مرا ببوس ساخته ام. خواهش كرده بودم كه اگر زندانى شدم، به ديدنم نيايد. زندان اول به زندان دوم كشيد و آن هم به شرطى تمام شد كه بلافاصله ايران را ترك كنم. نظامى هاى شاه خيال مى كردند اين كميته نهضت مقاومت دانشگاه است كه آتش روشن كرده، اما وقتى كه من رفتم، تازه اين آتش روشن شد و كميته هاى ديگرى از آن بيرون آمدند و بر جاده سرخ انقلاب قدم گذاشتند. هنوز نمى دانم اين بيست و چهار سالى كه از ايران دور بودم بر سر او چه گذشت و برايش چه پيش آمده است. زندان، شكنجه، شهادت يا هيچ كدام. موقعى كه من در ايران نبودم، آقاى گل نراقى اين سرود را خواند و بسيار هم خوب خواند. خيلى ها سعى كردند با خواندن دوباره مرا ببوس جاى گل نراقى را بگيرند، اما نتوانستند۲ به اين ترتيب معلوم شد، تاريخ سرودن شعر، شب ۱۶ آذر ۱۳۳۳ در تهران بوده و تنها غيبت و زندانى شدن رقابى و سپس تبعيد او و همچنين سكوت حسن گل نراقى، زمينه مناسبى را فراهم آورد تا شايعه سرودن آن توسط سرهنگ عزت الله سيامك و يا محمدعلى مبشرى بر سر زبان بيفتد و اين اشتباه تاريخى به وجود آيد. مرحوم رقابى در زمان حيات كوتاهش «... از دانشگاه تهران ليسانس حقوق، از دانشگاه كلمبيا در آمريكا فوق ليسانس علوم سياسى و از دانشگاه آزاد برلين در آلمان فدرال دكتراى فلسفه دريافت كرد. او طى تحصيلات عالى به عنوان دانشجوى ممتاز موفق به اخذ دو بورس تحصيلى و تعداد زيادى تشويقنامه گرديد. رساله دكترايش با عنوان ارزشمندترين رساله در نوع خود بنا به توصيه دپارتمان فلسفه دانشگاه آزاد برلين از سوى دولت آلمان انتشار يافت. وى در كار سترگ تحقيق و تدريس در آمريكا، نخست در كسوت استاد ممتاز به مدت دو سال از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۶ در دانشگاه كلمبيا به تدريس پرداخت، سپس به عنوان پروفسور فلسفه از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۷ در دانشگاه ايالتى بال و از ۱۹۶۷ تا ۱۹۶۸ در دانشگاه اوكلاهاما و از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۱ در دانشگاه دولتى كاليفرنيا در سان خوزه تدريس مى كرد. همچنين در سال ۱۹۶۷ با سمت پروفسور فلسفه و علوم سياسى در دانشگاه اينديانا تدريس مى كرد. از سال ۱۹۷۴ به بعد تا زمان بازگشت به وطن، استاديار تحقيق در دانشگاه كاليفرنيا در دى ويست و پروفسور فلسفه در دانشگاه كاليفرنيا در بركلى بود۳ او در نخستين روز هاى انقلاب به كشور بازگشت و از سوى دولت موقت بازرگان، كانديداى احراز پست سفير كبيرى در سفارت ايران در آمريكا شد اما آن را رد كرد، سپس به ایران آمد . پس از اتمام تعطيلى دانشگاه ها و انقلاب فرهنگى او تدريس در دانشگاه تهران را آغاز كرد، اما منش و رفتار بى پيرايه او را، عده اى نپسنديدند و در سال ۱۳۶۶ از تدريس محرومش ساختند و «... اين مرد والاى انديشمند، با دلى شكسته و خاطرى ملول اما استوار و سرافزار بى آنكه لحظه اى لب به شكوه بگشايد و از درد هاى جسمى و روحى جانكاه اش ناله اى برآورد، در ۱۹ آذر ۱۳۶۶ در تهران درگذشت۴ مراسم يادبود زنده ياد رقابى در تهران باشكوه بسيار برپا شد و بسيارى از معمرين فرهنگ و سياست با حضور در مراسم يادبودش، يادش را گرامى داشتند و مرحوم استاد سيد حسن سادات ناصرى به رسم وفادارى و دوستى، در مراسم سوم و هفتم او زبان به تحيت وى گشود. از مرحوم حيدر رقابى كتاب هاى بسيارى به يادگار مانده است. آسمان اشك، ناقوس هاى خطر، پرچم سه رنگ، شهرزاد، خاطرات ميگون، مصدق و موازنه منفى، مسئله ايران در شوراى امنيت، جنبش ملى ايران، يادى از پدرم، شاعر شهر شما، شكوفه هاى علم و زندگى (به انگليسى و فارسى) سرخپوستان، شقايق ها، چشمه هاى فلسفى تاريخ، سعدى و فلسفه زندگى، جنبه هاى انقلابى و محافظه كارانه فلسفه روان ملى (به آلمانى)، فلسفه علم، راهى دور و دورتر، خيام، ناهيد دختر آسمانى، و چند كتاب منتشر نشده ديگر در زمينه هاى فلسفى و ادبى از جمله كار هاى اوست. مرحوم گل نراقى و رقابى، تنها يك بار پس از انقلاب، آن هم به صورت كاملاً تصادفى يكديگر را ملاقات كردند و خالى از لطف نيست كه آن را بازگو كنم. به مناسبت شهادت نوه عمه مرحوم رقابى در جنگ ۸ ساله مراسم ختمى در روز ۹ يا ۱۰ خرداد ۱۳۶۲ در مسجد على ابن موسى الرضا(ع) در خيابان ايران (عين الدوله) برپا شده بود و مرحوم رقابى به عنوان صاحب عزا دم در ايستاده بود. در همين حين گل نراقى از راه رسيد و با معرفى برادر مرحوم رقابى، آن دو يكديگر را در آغوش گرفتند و ساعت ها به گفت وگو و نجوا برآمدند، و اين اولين و آخرين ملاقات اين دو بود و به رغم آن كه مرحوم گل نراقى قول داده بود ترانه مرا ببوس را در حضور رقابى اجرا كند، آن قدر به تعويق افتاد كه سرانجام در چهلمين روز فوت رقابى از قوه به فعل آمد و دوستداران او را به سختى متاثر ساخت. مشابهت زندگى اين دو بزرگوار، مى تواند از شگفتى هاى روزگار ما باشد. هر دو مجرد زيستند، هر دو زندگى خود را وقف مردم كردند و بر عشق اوليه خود وفادار باقى ماندند و هر دو به سرطان از دنيا رفتند و هر دو در عين مناعت طبع، زندگى را به سر آوردند. گل نراقى با صدايش و مردم دوستى اش، رقابى با شجاعت، سخاوت، مردم دارى، علم و آگاهى و ايران دوستى اش جاودانه شدند و راز ماندگارى ترانه مرا ببوس، به رغم ربع قرن سكوت درباره آن در همين نكته است. «مرا ببوس» گل نراقى و رقابى، همچون «مرغ سحر» قمر و بهار و نى داوود، ترانه اى است ملى و نسل پس از نسل مردم ايران، با خاطره آن زندگى خواهند كرد و به رغم آنكه تنها يك «ترانه» بود و روايت هاى جعلى بسيارى پيرامون آن رواج يافت، هزاران خاطره را رقم زد و خواهد زد. يادشان هميشه به خير باد

 

با این توضیح که : فایل زیر که برای دانلود قرار دادم در مجلسی خصوصی ( مهمانی ) اجرا شده که بسیاری از هنرمندان موسیقی در آن حضور دارند از جمله : استادان : جواد معروفی - علی تجویدی - اسدالله ملک - عبدالوهاب شهیدی -فضل الله توکل - انوشیروان روحانی - فریدون حافظی - دلکش - همایون خرم - نریمان - ایرج و ...  . چنانچه وقتی باشد فایل تصویری آن را برای دانلود قرار خواهم داد .  

دانلود آهنگ مرا ببوس

نوازنده پیانو : انوشیروان روحانی  -  خواننده : حسن گل نراقی

حجم فایل : ۱.۵۵  مگا بایت   مدت :  ۱۴ دقیقه

 

 

 

+ نوشته شده توسط آرش در شنبه 28 مهر1386 و ساعت 5:47 |
 
فایلهای  جدید و بسیار زیبایی اضافه شد !!!!
در آخر همین پست

مرغ دل رام تو بود ای بی وفا بالش شکستی

گر که باز آید به این باغ و چمن باور ندارم

گلهای آشنا برنامه شماره 3  - خوش باور

 

اثری از : استاد دکتر مسعود عطائی

 

 

 

حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند !!!!

 

 

توجه

( برای دانلود لینکها روی لینک ها کلیک راست کرده و گزینه save target as را انتخاب کنید ) 

 

برای دانلود این اثر بی نظیر بر روی لینکهای زیر کلیک کنید ( البته با دو کیفیت قرار دادم ) :

 

>>>>> گلهای آشنا برنامه شماره 3 - خوش باور  <<<<<

 

حجم دانلود : ۷.۲ مگا بایت  زمان فایل : ۳۲ دقیقه  کیفیت ۳۲ کیلو بایت در ثانیه  

 

>>>>>  گلهای آشنا برنامه شماره 3 - خوش باور <<<<<

 

حجم دانلود : ۴.۱ مگا بایت  زمان فایل : ۳۲ دقیقه   کیفیت ۱۸ کیلو بایت در ثانیه  

 

 

در مایه شوشتری

 

خواننده : حمیرا    آهنگساز و ترانه سرا : مسعود عطائی   غزل آواز : هما میر افشار

به همراهی  هنرمندان :  لقمان ادهمی : ویولون     محمد حیدری : سنتور   علی توللی : ضرب  

تهیه کننده : عماد رام  با تنظیم و سرپرستی  : محمد حیدری   گوینده  : فیروزه امیر معز 

 

 با سلام به دوستان عزیز

این پست رو اختصاص دادم به اساتید ارجمند: لقمان ادهمی - دکتر مسعود عطائی . اگرچه قبلا درباره این عزیزان مطالب زیادی در وبلاگ و وب سایت قرار گرفت اما اینبار به گونه ای دیگر و با آثاری بی نظیر در خدمت شما خواهم بود . گلهای آشنای شماره ۳ با آهنگسازی بی نظیر و درخشان دکتر مسعود عطائی و ویولون نوازی بی نظیر و " یاحقی وار " استاد لقمان ادهمی و صدای جان فزا و روح بخش  حمیرا برای لحظاتی شما را ار این عالم خاکی جدا کرده و اوج ناشناخته های عالم هستی رهنمون خواهد کرد . به راستی چه کسانی بهتر از این افراد می توانند روح پرویز را پس از صدای ملکوتی و سحر انگیز و جادوئی آرشه او  در جانهای آدمیان بدمند ؟! کسانی که عمری هم نشینی و هم نوائی و دوستی و همدمی بزرگ چون " پرویز یاحقی " را تجربه کرده و روح و جان او را با همه وجود دریافته اند ! همچنان که حافظ می فرماید :

در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید  -  کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند

 اگرچه قلم بنده و توانائیم در بیان حق مطلب بسیار ناتوان و ناچیز است سعی می کنم با همین اندک توانی که در چنته دارم آنچنان که شایسته است عمل و اما چه کنم که سعی من و دل باطل خواهد بود !!!! چرا که :

هرچه گویم عشق را شرح وبیان - چون به عشق آیم خجل گردم از آن - عقل در شرحش چو خر در گل بخفت - شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت . و یا : من چه در پای تو ریزم که سزای تو بود - سر نه چیزیست که شایسته پای تو بود . و یا : بشکنم این قلم و پاره کنم این دفتر - نتوان شرح کنم جلوه والای تو را . و اما زیبا ترین وصف را صائب تبریز گفته که حقیقتا در توصیق و وصف مرغ حق  : پرویز یاحقیست ! :

نتوان وصف تو گفتن که تو در وصف نگنجی !!!!

 و اما نوازندگی استاد لقمان ادهمی در این اثر بسیار رخ نمائی می کند ! نوازندگی تاثیر گذار و بی نظیر او که اگرچه متاثر از پرویز یاحقیست اما شخصیتی مستقل و مخصوص به خود دارد گو اینکه لقمان است و اما روح پرویز در آن دمیده شده و یا پرویز است که در هیات لقمان آشکار گشته !! . صدای ملکوتی و دلنشین حمیرا که در اوج احساس شما را به ملکوت احساس خواهد برد ! و ترانه بی نظیر خوش باور که از آسمان عشق بر ذهن مسعود عطائی : آهنگساز - ترانه سرا - شاعر و نویسنده گرانقدر  جاری گشته  و شما را به روشنایی ها رهنمون خواهد بود . همچنین غزل بی نظیر از هنرمند ارجمند هما میر افشار و دکلمه نافذ و قدرتمند فیروزه امیر معز دیگر جائی برای صحبت باقی نمی گذارد ! . و همچنین هنرمندان دیگر : محمد حیدری - علی توللی و عماد رام که از هنر خود ما را لبریز و سرشار خواهند کرد .

 مختصری درباره  "  دکتر مسعود عطائی  " 

مسعود عطايى در 15 فروردين ماه 1322 در ورامين متولد شد. از همان خردسالى عاشق شعر و داستان و موسيقى بود، به گونه اى كه قبل از گرفتن ديپلم از دبيرستان دارالفنون تهران، داستان مى نوشت، شعر مى گفت و شناختى قوى از دستگاهها و گوشه هاى موسيقى ايرانى داشت.
او در آوريل 1962 ميلادى براى تحصيل پزشكى به آلمان آمد و هم اكنون به عنوان پزشك متخصص زنان در مطبش مشغول است. گزيدهء داستانهاى كوتاهش به زبان آلمانى با نام "پسرك ورامينى" در دسامبر 1990 منتشر شد و با استقبال محافل ادبى آلمان مواجه گرديد.
اولين مجموعهء اشعارش به زبان فارسى با نام "چكامه هاى غربت" در بهار 1373 خورشيدى منتشر شد و دومين مجموعهء داستانهاى كوتاهش به زبان آلمانى با نام "بر بالهاى خيال" در سال 1995 در نمايشگاه بين المللى كتاب در فرانكفورت معرفى گرديد.
يكى ديگر از آفرينش هاى هنرى مسعود كاست شعرى است به زبان فارسى با نام "رد پاى زندگى" با صداى خود شاعر.
دومین مجموعه اشعارش به نام شعله های پایئزی به زبان
فارسی درسال 1379 خورشیدی ، وترجمه کتاب پسرک ورامينى  به زبان فارسی  در سال 2001 عرضه شد.
نشر اختران (تهران) گزیده ای از داستانهای کوتاهش را به نام " آوائی از اعماق " در سال 1382 خورشیدی به چاپ رسانیده است.
نشر نیما مجموعه شعر جدیدی از مسعود را با نام  " فصل خاموشی " در زمستان  ۲۰۰۴ در آلمان  منتشر کرد.
دیسک " دلتنگی " ، برگزیده اشعاری است با صدای  خود شاعر با موسیقی متن ، که در تابستان   ۲۰۰۶عرضه شد.
نشر اختران ( تهران ) در بهار سال ٢٠٠٧ مجموعه جدیدی از داستانهای کوتاه او را با نام "بسیار سفر باید ... " منتشر کرد.
او تا به حال بيش از 40 تصنيف ساخته كه اشعار اكثر اين ترانه ها را هم خودش سروده است. ملودى هاى او سرشار از نوستالژى است و خاطرهء ترانه هاى سى سال پيش را زنده مى كند. استادانى چون جواد معروفى و معينى كرمانشاهى تنظيم و ترانه سرايي بعضى از آهنگهاى او را پذيرا شده اند.
اولين كاست موسيقى او در سال 1994 با صداى خانم سروش ايزدى با نام "ايران زمين من" و دومين كاست و ديسك موسيقى او حاوى 8 ترانه با صداى همين خواننده با نام "نواى عشق" در سال 1999 عرضه شد.
مسعود عضو كانون نويسندگان آلمان  و همچنين انجمن قلم (در تبعيد) است.


از دکتر مسعود عطايى كتابهاى زير به زبان فارسی منتشر شده است: 

 

بر روی اسم کتاب ها کلیک کنید تا تصویر بزرگ آنها را ببینید :

چكامه هاى غربت ـ 1994
شعله هاى پاييزى ـ 1990

پسرك ورامينى (ترجمه از آلمانى به فارسى) ـ 2002   
آوائی از اعماق ( نشر اختران  تهران - ایران ) ـ 2003    
فصل خاموشی - ( نشر نیما – آلمان )  2004
بسیار سفرباید ...  - ( نشر اختران – تهران – ایران ) 2007
 
برای نمونه چکامه ای از دکتر مسعود عطائی از کتاب فصل خاموشی را برای شما می نویسم  تا کمی با سبک سرودهای وی اشنا شوید . ضمن فایل صوتی همین اثر با صدای خود ایشان هم هست که برای نمونه تقدیم می گردد .

البته برای تهیه برخی از کتاب های دکتر مسعود عطائی می توانید به سایت : --- اختران ---   مراجعه کنید .

نام چکامه : کجا بودی


           ماه ِ من آنگه که سرمست و جوان بودم کجا بودی ؟
           خوش  بَر و بالا چو  ماه ِ   آسمان بودم کجا بودی ؟
 
            استوار و روشنائی بخش  ،  از خود بیخود و بیباک
            تاکه درهرجمع چون شمعی عیان بودم کجا بودی ؟
 
           آمدی  حالا   که  بس   درمانده  و  زار و  پریشانم
           آن زمان هایی  که  رأس   کاروان   بودم کجا بودی ؟
 
           ناتوانی   در  جوانی  دور  بو د از  من بُتا ، امّا
           این چنین امروز ، دیروز آنچنان بودم کجا بودی ؟
 
           توده ی خاکستری مانده بجا زان شور و غوغا ها
           سیل هستی سوز یک    آتشفشان بودم کجا بودی ؟
 
           چون  پلنگی  تیرخورده  میروم  آهسته  آهسته
           روزگاری  که دَوان  چون آهوان بودم کجا بودی ؟
 
           تا    فلک سر می کشید  آری طنین ِ خنده های من
           آن خوش ایّامی که من شیرین زبان بودم کجا بودی ؟
 
           شور بختی ِ  منست این  یا  ز تو ای  آخرین عشقم
          یک زمان عاشق ترین مرد جهان بودم ، کجا بودی ؟
     
                                           ۲۴ / ۳ / ۲۰۰۵

( برای دانلود لینک زیر  روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save target as را انتخاب کنید )  

این چکامه بی نظیر و بسیار زیبا را از اینجا دانلود کنید   حجم فایل ۲.۵۵  مگا بایت

عکسی بسیار زیبا و استثنائی از پرویز یاحقی و مسعود عطائی    <<<<<  دانلود کنید

مصاحبه دکتر مسعود عطائی

با رادیو ایران در آمریکا  Live from Hollywood 67TAM kran 


رادیو ایران  ساعت 5:30  صبح جمعه
مصاحبه کننده : سوزان خاتمی

این مصاحبه  به سه قسمت تقسیم شده است :

قسمت اول : درباره  قصه نویسی
قسمت دوم : درباره  شعر و شاعری
قسمت سوم : درباره  موسیقی

این برنامه مصاحبه ای است که رادیو صدای ایران در آمریکا با آقای دکتر مسعود عطائی انجام داده اند . توصیه شدید می کنم که این فایل صوتی را بشنوید تا بصورت مستقیم و بدون واسطه با آقای عطائی آشنا شوید و از عقاید و طرز تفکر ایشان درباره شعر و داستان و موسیقی و ..... آشنا شوید .

توجه

( برای دانلود لینک زیر  روی لینک کلیک راست کرده و گزینه save target as را انتخاب کنید )  

برای دانلود مصاحبه اینجا کلیک کنید

استاد لقمان ادهمی

 مختصری درباره  " استاد لقمان ادهمی "

لقمان ادهمی برای دوست داران موسیقی ایرانی نام آشناییست . او که همچون بسیاری دیگر از ایرانیان مهاجر در لوس آنجلس زندگی می کند سالهاست که علاوه بر کار اصلی خود که نوازندگی و آهنگسازیست کار تدریس موسیقی را نیز وظیفه خود قرار داده است لقمان ادهمی فراگیری موسیقی و نواختن ویولون را از هفت سالگی آغاز کرد در پانزده سالگی اولین آهنگ خود را ساخت و سپس تحصیلات موسیقیش را در تهران شروع کرد و در آمریکا ادامه داد . لقمان ادهمی از جمله موسیقی دانان ایرانیست که در نواختن ویولون که سازی غربی شناخته می شود سالهاست که سبک و استیل موسیقی ایرانی را به کار بسته است . اما آنچنان که گفته است تنها خود را پایبند رعایت یک سبک نمی داند . سیزده سال پیش لقمان ادهمی به تاسیس یک هنرکده بین المللی موسیقی در کالیفرنیای جنوبی پرداخت . اقدامی مهم که با استقبال خانواده های مهاجر ایرانی روبرو گشت . و علاقه نو آموزان غیر ایرانی را نیز به فراگیری موسیقی برانگیخت . در پنجاه سال گذشته موسیقی با همه لحظه های لقمان ادهمی آمیخته بوده است . او معتقد است که وظیفه یک هنرمند اشاعه و معرفی هنر خویش است و اگر دست حادثه او را از سرزمین زادگاهش جداکرد از هنرش نمی تواند جدا کند       

مصاحبه افشین گرگین  با لقمان ادهمی ( صدای امریکا )

من متولد تهران هستم و در کوچه ای به نام کوچه انوار - جنب سینما دیانا - پلاک 14 به دنیا اومدم . متولد 1328 هستم و موسیقی رو از طفولیت آغاز کردم .استادان بسیاری داشتم هرکسی که می نواخته یا می خونده استاد من بوده ولی استادان مستقیمی داشتم مثل استاد تجویدی - استاد خودم پرویز یاحقی - آقای جورج مارتوئیسیان و تعداد زیاد دیگری که اساتید مستقیم یا غیر مستقیم من بودند .

من سابقا بیشتر وابسته بودم به سبک و شیوه ایرانی ولی از اونجایی که شما هم اطلاع دارید انسان رشد می کنه و رشد با خودش مسائل دیگری رو هم همراه می یاره از قضا در زمینه موسیقی تکنیک شما بالا می ره . تکنیک یعنی شیوه بهتر نوازی و اینکه شما بهتر می تونید خودتون رو ابراز کنید . و طبیعتا وقتی تکنیک شما بالا می ره  شروع می کنید به دست اندازی کردن به سبکهای مختلف دیگر و آوردن در کار خودتون و فکر می کنم که همینجاست که ایجاد یک بدعت جدیدی رو می کنه . ایجاد یک سبک جدیدی رو در کار شما می کنه .

در مورد هنرکده موسیقی : حدودا بیست و دو استاد مختلف موسیقی با هم همکاری می کنیم که تعدادی ایرانی هستند و تعدادی غیر ایرانی . کلیه سازهای موسیقی کلاسیک در زمینه موسیقی غربی - پاپ _ راک _ موسیقی ایرانی اینجا تدریس می شه . سنتور ویولون پیانو فلوت نی و...  به هر حال حد و مرزی وجود نداره حتی سازهایی مانند طبله درس می دیم ( ساز هندی ) و اونچه که در زمینه موسیقی می شه نواخت ما انجام میدیم .

آلبوم هایی که انتشار دادم در آمریکا یکی آلبوم " اشک "  هستش .که با صدای آقای ستار به یاد رهی معییری که ارادت بسیاری دارم به رهی معییری . آلبوم دیگری پانزده  شانزده سال پیش بیرون دادم  به نام " جاودانه " که ساز سلوی بنده هست در حقیقت با همراهی تنبک آقای دکتر رضا ترشیزی که ایشون هم یکی از بهترین نوازندگان تنبک هستند . بسیار بسیار معقولانه و درست ریتم رو می نوازند . آلبوم دیگری دارم به نام  " گلرنگ " و آخرین آلبومی که دارم در حقیقت آلبوم " شمال " هست که فکر می کنم یک شیوه نوین و نوئی در سبک نوازندگی من باشه . 

 

 

  Shomalby
Logman Adhami 
----------------------------------------------
shomal_loghman_adhami
 

آلبوم اخیر یعنی " شمال " کاری هست بسیار بسیار زیبا با نگرشی نوین به موسیقی اصیل ایرانی که توسط لقمان ادهمی تدوین و تدارک دیده شده است . که شامل ده قطعه می باشد که نمونه هایی از هر آهنگ رو در جدول بالا مشاهده می کنید و می تونید اونهارو دانلود کرده و گوش کنید .حجمشون بسیار پایین هست و سریع دانلود می شن . این اثر بسیار زیبا بزودی در ایران منتشر خواهد شد و در حال حاضر مجوز انتشار اون در ایران گرفته شده است .

 استاد لقمان ادهمی

از لینک های زیر دو متن به زبان انگلیسی با تصاویر مختلف از زندگی استاد لقمان ادهمی دریافت کنید :

لینک ۱     -     لینک ۲

 از لینک های زیر  دو عکس بسیار زیبا و ارزشمند دریافت کنید :

عکسی از پرویز یاحقی و لقمان ادهمی

عکسی از لقمان ادهمی

 ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::

فایل های اضافه شده

با سلام به دوستان عزیز

فایلی جدید از ساخته های بسیار زیبای دکتر مسعود عطائی رو تقدیم می کنم به شما که در دستگاه چهارگاه هست . این اثر ۴ دقیقه ای بسیار زیبا و خودمانی ساخته شده و در تجلیل از هنرمندان ایران هست . متن ترانه را هم برای شما می نویسم .

نام آهنگ : ستارگان هنر

آهنگساز و ترانه سرا : دکتر مسعود عطائی - دستگاه : چهارگاه 

ستارگان هنر 

 

شد گلستان این دیار غم 

این دیار پر از غم و ماتم

خالی از یاس و لاله خندان 

خالی از بهترین هنرمندان

 

خالقی خالدی صبا و محجوبی 

نافریده فلک چو اینان محبوبی

مجد و ورزنده پر کشیدند به کهکشان همچون برقی

تیر هجرش شکسته قلبم پرویز یاحقی 

 

صوت داوودی بنان کو خاموش است  خاموش است  خاموش است 

نغمه دلکش و مهستی در گوش است  در گوش است  در گوش است        

آن صدای خوش رفیعی  خاموش است   

شور و حال نوای پوران در گوش است

 

این عزیزان چنان ستاره در آسمان نورافشانند

همچو خیام و سعدی و حافظ افتخار ایرانند 

 

شد گلستان این دیار غم 

این دیار پر از غم و ماتم

خالی از یاس و لاله خندان 

خالی از بهترین هنرمندان

خالی از بهترین هنرمندان

 

 

دانلود ستارگان هنر از سایت myopera

 

برای دانلود  روی لینک بالا کلیک راست کرده و

 

گزینه save target as  را انتخاب کنید

 

دانلود آهنگ ستارگان هنر ( بار سوم ) همینجا کلیک کنید

 

 

دوستان برا دانلود این اهنگ بعد از کلیک کردن بر روی لینک و باز شدن سایت مربوطه لطفا ۱۰ ثانیه صبر کنید تا لینک دانلود فعال شود  سپس حایی که نوشته  دانلود آنجا کلیک کنید . اگر مشکلی بود لطفا با ایمیل اطلاع دهید  . ممنونم از همراهی شما .

دانلود آهنگ ستارگان هنر( این آپلود دوباره انجام گرفته )

برای دانلود آهنگ ستارگان هنر اینجا کلیک کنید

 ....................................

ساغرم شکسته ساقی

با اجرای آقای مصطفی مداحی  و حضور استاد همایون خرم و همسرشان

آهنگساز : همایون خرم - شعر از : معینی کرمانشاهی

همانطوری که می دانید این اثر سالها پیش توسط خانم مرضیه اجرا شده . اما اجرای آن توسط آقای مداحی نیز بسیار زیبا می باشد در آینده درباره آقای مداحی مطالبی می نویسم . توصیه می کنم حتما این فایل رو دریافت کنید اگرچه حجم ان حدود ۱۵ مگا بایت است . با این توضیح که قرار نبود در این پست این اثر رو قرار بدم . این فایل رو به صورت خصوصی برای ۴ نفر فرستادم ولی با کمال تعجب دیدم که بعد از گذشت کمتر از ۲ ماه تعداد دانلود های آن الارقم حجم نسبتا بالا به ۴۰۰۰ تا رسیده است .

برای دریافت فایل اینجا کلیک کنید

 

+ نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه 11 مهر1386 و ساعت 3:49 |
 

 تقدیم می کنم به پرویز یاحقی :

ستم عشق تو هرچند کشیدیم به جان

ز آرزویت ننشستیم خدا می داند !!

گلهای رنگارنگ برنامه شماره ۱۹۶ ب

توجه

( برای دانلود لینکها روی لینک ها کلیک راست کرده و گزینه save target as را انتخاب کنید ) 

با هنرنمائی استادان :

 پرویز یاحقی : ویولون - تار : فرهنگ شریف - آواز : اکبر گلپایگانی - تصنیف : الهه

شعر ترانه از : نواب صفا - بقیه اشعار از : مولانا - حبیب خراسانی - رهی معیری -

فروغی بسطامی - شمس مغربی

آهنگساز : علی تجویدی - در مایه ابوعطا

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

اشرف السادات مرتضایی معروف به مرضیه

 

 

مرضیه ۲

مرضیه ۳

اشرف السادات مرتضایی یا آنچنان که برای ایرانیان شناخته شده است مرضیه  خواننده افسانه ای در سال 1926 میلادی ( ۱۳۰۶ خورشیدی )در تهران بدنیا آمد .

 پدرومادرش از یک خانواده هنردوست بودند و هنرمندانی از قبیل مجسمه ساز ، نقاش و مینیاتوریست و موسیقیدان در فامیلش  زیاد بودند. اما مادرش بود که بطور خاص اورا تشویق به خواندن کرد و در همه دوران حیاتش ازاو پشتیبانی میکرد

"درزمانی که خانواده های ایرانی به ندرت فرزندان دخترشان را برای تحصیل علم میفرستادند پدرمن با وجودیکه یک فرد روحانی بود مراتشویق به آموزش تحصیلات مرسوم زمان نمود. وقتیکه من آغازبه خواندن کردم خواننده شدن برای زنان خیلی غیر عادی بود و درعین حال یک خواننده در آن زمان باید هم دانش مدرسه ای میداشت و هم دانش کلاسیک موسیقی. و هم چنین یک صدای خوب . در ضمن استادان موسیقی زیادی باید صدای اورا تائید میکردند و همچنین تئوری موسیقی راباید بخوبی میدانست. من سالهای زیادی را به آموختن در زیر نظر استادان بزرگ موسیقی ایرانی گذراندم پیش از اینکه شروع به خواندن کنم

مرضیه در سال 1942 (1322 شمسی) به جهان موسیقی هنر وارد شد. اولین بار دریک تئاتر که نمایشنامه شیرین و فرهاد را اجرا میکرد ( تئاتر باربد) درنقش شیرین بازی کرد .این نمایش 37 شب روی صحنه بود.  که برای او یک موققیت بزرگ و سریع به بار آورد و. با استقبال زیاد مردم مواجه شد

مرضیه بسرعت نظر استادان  موسیقی را به خود جلب کرد و اولین زنی بود که توانست در برنامه گلهای رنگارنگ که برنامه ای بسیار سنگین و هنری بود آواز بخواند.مرضیه در حدود 1000 آواز دردوران شکوفایی هنریش خواند که در ارتقای موسیقی فارسی بسیار اثر گذار بود.

بالاتر از موفقیت هایش در خوانندگی و موسیقی . او داری  کیفیت های تحسین برانگیزدیگری است که مهمتر از  همه شجاعت و پشتکار درخشان او در نوآوری بود . در زمانیکه خوانندگی به عنوان یک سرگرمی ویا شغلی نه چندان افتخارآمیز تلقی میشد و بخصوص زنها در خانه ها محبوس شده حق هیچگونه ابراز وجودی نداشتند به عنوان یک زن جوان او خوانندگی را بطور جدی و به عنوان یک کار تحصصی و غرورآفرین درسطح بالایی از نظر فرهنگی انتخاب کرد. تا جایی که کارسترگ او در هنر پارسی و با وجود همه اختلافات فرهنگی وزبانی اقوام ایرانی به زودی شناخته شد و او به عنوان یک سمبل یا اسطوره در  موسیقی ایرانی  توسط همه افراد ایرانی با هر فرهنگ و زبانی پذیرفته شد و بصورت یک گنج فرهنگی در آمد.

با وجود یکه او به قله هنر خویش رسیده بود برای 15 سال ( بعد از انقلاب 1357) مرضیه ترجیح داد که سکوت کند. او به تنهایی در دهکده ای دوراز تهران تنها برای ابرهای مسافر ، پرنده ها و رودخانه ها میخواند. زندگی او در حقیقت با تاریخ و فرهنگ ایران زمین عجین شده بود. عاقبت او در سال 1994 او به خارج از ایران سفرکرد.

 تعدادی از آثار خانم مرضیه جهت دانلود :

 

توجه

( برای دانلود لینکها روی لینک ها کلیک راست کرده و گزینه save target as را انتخاب کنید ) 

  

1 –از میان گلها

 

حجم : ۱.۴ مگا بایت

 

2 – بیا بیا بنشین

 

حجم : ۱.۰۷ مگا بایت

3 – بت چین 

 

حجم : ۲.۲۴ مگا بایت

4دیدی که رسوا شد دلم

 

حجم : ۱.۹ مگا بایت

5 – دوش دوش

 

حجم : ۲.۲۴ مگا بایت

 

6 – گل سپیده

 

 حجم : ۱.۵ مگا بایت

7 – گلهای بهاری

 

 حجم : ۱.۳ مگا بایت

8 – گناه 

 

 حجم :۹۸۴ کیلو بایت

9 – جلوه هستی

 

 حجم : ۱.۸ مگا بایت

 

10 – می زده شب

 

 حجم : ۱.۶ مگا بایت

11امید دل من کجایی

 

 حجم : ۲.۵ مگا بایت

12 – عمر دوباره

 

 حجم : ۲.۱ مگا بایت

13 – پیوند گلها 

 

حجم : ۱.۹ مگا بایت

 

14 – راز دل

 

 حجم : ۱.۳ مگا بایت

15 – سنگ خارا 

 

 حجم : ۲ مگا بایت

16 – صبح خندان

 

 حجم : ۱.۹ مگا بایت

17 – صبح امید  

 

حجم : ۱.۹ مگا بایت

 

18 – سوز دل  

 

حجم : ۱.۶ مگا بایت

19 – تنهایی 

 

حجم : ۲ مگا بایت

20 – طاووس

 

 حجم : ۲.۵ مگا بایت

21 – به زمانی 

 

حجم : ۱.۹۵ مگا بایت

 

22 – بیداد زمان 

 

حجم : ۱.۸۲ مگا بایت

 

23 –ساغرم شکسته ساقی

 حجم : ۱.۷۳ مگا بایت

 

 

 

 

دانلود متن برخی از ترانه های مرضیه به صورت فایل Word 

 

حجم فایل : ۴۴ کیلو بایت 

 

 

 خانم مرضیه در سال ۱۳۷۴ خورشیدی در سالن آلبرت هال لندن کنسرتی بی نظیر و تاریخی اجرا کردند که با همکاری ارکستر لندن به رهبری محمد شمس و نوازندگی استاد دکتر حمیدرضا طاهرزاده نوازنده برجسته تار و تعدادی از نوازندگان ایرانی صورت گرفته است . در آینده قطعاتی از این کنسرت را هم به صورت صوتی و هم تصویری آپلود خواهم کرد . شما می توانید قسمت بسیار کوچکی از این کنسرت بی نظیر را از لینک زیر ببینید ( کمتر از ۲ دقیقه ) .

 

لطفا این فایل را دانلود کنید و در حالت آنلاین بر روی آن کلیک کنید  

 

 حجم : کمتر از ۱ کیلو بایت !!!!

 

 

 

 

 

این هم آلبوم " سرشار از خاطره " با نوازندگی آقایان :

 

دکتر جهانشاه برومند و فضل الله توکل

 

که بعضی از آهنگ های اجرا شده متعلق به ترانه های خانم مرضیه هست .

 توجه

( برای دانلود لینکها روی لینک ها کلیک راست کرده و گزینه save target as را انتخاب کنید ) 

 

 

حجم : 678 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_1.mp3

حجم :769 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_2.mp3

حجم :  1.389مگا بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_3.mp3

حجم : 759 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_4.mp3

حجم : 681 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_5.mp3

حجم : 539 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_6.mp3

حجم : 793 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_7.mp3

حجم : 775 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_8.mp3

حجم : 697 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_9.mp3

حجم : 910 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_10.mp3

حجم : 493 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_11.mp3

حجم : 744 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_12.mp3

حجم : 295 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_13.mp3

حجم : 309 کیلو بایت

www.yahaghi.persiangig.com/audio/sarshar_az_khatereh/Track_14.mp3

 

 این هم آلبوم طوبی ۲ اثری از پرویز یاحقی 

 

برای دانلود این فایل ها بر روی هر تراک کلیک کنید :

 

حجم :  ۳۰۴ کیلو بایت

Track_1

حجم :   ۳.۱۰۹مگا بایت

Track_2

حجم :   ۳.۱۲۷مگا بایت

Track_3

حجم :   ۲.۴۵۵مگا بایت

Track_4

حجم :   ۳.۴۵۱مگا بایت

Track_5

حجم :  ۸۴۳ کیلو بایت

Track_6

  

+ نوشته شده توسط آرش در یکشنبه 8 مهر1386 و ساعت 6:30 |


افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:


سایت :: ديکشنري آنلاين




کپي برداري از مطالب وب سايت فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2008 © by parvizyahaghi.blogfa.com

Template Design by Arash : parviz.yahaghi@yahoo.com