مصاحبه کانال لایو ( آقای دلجو ) با خانم حمیرا
عید ۷۰۳۰ میترایی باستانی ایرانی
با سلام به خانم حمیرا . حمیرا جان خوش آمدی .عید شما مبارک . اگر صحبتی داری برای بینندگان خوشحال می شیم .
خواهش می کنم .متشکرم . عید به شما مبارک . عید سعید باستان را به تمام هموطنان عزیزم در سراسر دنیا و فارسی زبانان تبریک می گم . و آرزوی سلامتی . پیروزی و سروری اونها به تمام جهانیان دارم .
درود بر شما حمیرای عزیز بانویی که چهره ای که محبوبی که عظمت تنهایی رو می شناسه و در بسیاری از اوقات تنهاست و یک ایمان راسخ ... حمیرا کیست حمیرا جان ؟!
حمیرا یه بنده خداست و کسی بوده که عاشق موسیقی بوده و خیلی در این راه ریاضت کشیدم و تقریبا می تونم بگم طرد خانوادگی و طرد پدر شدم و به این دلیل هم دیگه این قهر و ادامه دادم و این جدایی ها رو کشیدم ولی عشق مردم عشق به خوندم اینقدر در من زیاد بود که غلبه کرد بر همه چیز .
یعنی خانواده - پدر سرسختانه مخالف فعالیت هنری شما بود !؟
بله مخصوصا پدرم . چون اغلب خواننده های اون زمان که مشهور بودن باغی داشتیم در شمیران می یامدن و هنرنمایی می کردن من از بچگی باهنر آشنایی پیدا کردم و دوست داشتم عاشق خوندن بودم و یادم مییاد در مدرسه ای که بودیم همه بچه ها یه آرزویی داشتند .. بچه ها رو دیدین که دور هم می شینن و می گن تو چه آرزویی داری ...اینها ... به من می گفتن تو دلت می خواد چی بشی ؟ می گفتم من دلم می خواد خواننده بشم . و واقعا می خواستم شما نمی دونید که من چه جنگی کردم . واقعا یه انقلاب کردم در خانوادم .
و تاوان این کار رو پس دادید ؟ ... بله همینطوره ... !
چگونه شد که حمیرا اولین ترانه رو خوند ؟ و به قلب میلیون ها ایرانی نشست ؟
من این رو بارها گفتم به وسیله استاد تجویدی . ایشون مدت دو سال می یومدن منزل من و آواز تعلیم می دادن . اما مکررا نه چون خبر چین ها رفتن به پدر گفتن و اون سد راه شد و تلفون کرد و گفت نباید کسی بیاد و به دختر من درس بده و ... به هر صورت من خیلی کمش می کنم کوتاهش می کنم و این زمان شد که من خودم پیشنهاد کردم و منزل آقای تجویدی رفتم که کسی دیگه ندونه این چیز رو این راز رو ... بله به هر صورت .. من دو سال تعلیم آواز گرفتم و با دل و جان تمام بخش های موسیقی و حتی مهار کردن صدا .. چیزهایی که من باید یاد می گرفتم از ایشون یاد گرفتم ....
شاگرد با استعدادی بودید ! .... خیلی ! برای اینکه عاشق بودم
خوب.. گفتید تضاد داشتید . پدر مخالف بود . آیا وقتی صدای حمیرا از طریق رادیو پخش شد و این همه محبوبیت .. در عقیده پدر تغییری نکرد ؟
اصلا ! آخه می دونید اون زمانی که من خوندم پدرم به لندن سفر کرده بود ند و در ایران نبودند من هم از خدا خواسته و گفتم من حالا می خونم و نمی فهمه ... به هر صورت ایشون اومده بودن که برن سلمونی و در ماشین نشسته بودن اون راننده رادیو رو می گیره پدر صدای من رو می شنون و تشخیص میدن که شاید من باشم و حالش بد می شه و ما دیگه مکافات و بدبختی هایی که باید داشته باشیم پیدا کردیم . تا زمانی که ایشون زنده بودن مانع دیدن من بودن حتی تو بیمارستان هم نذاشتن که من ایشون رو ببینم . سرسختانه مقاومت کردن بله ...
تا مدتی صدای حمیرای عزیز شنیده می شد . در قلب میلیونها ایرانی جای داشت اما چهره ای از حمیرا در سطح کشور نبود و خیلی ها تشنه دیدن این چهره بودن چرا خودت رو پنهان کردی ؟
آقای دلجو همونطوری که بهتون گفتم چون پدرم مخالفت می کرد و این هم برای من خیلی ناجور از آب در اومد چون عکس من نبود در جرائد و تلوزیون هم که اون موقع ها نبود و اگر هم بود من شرکت نمی تونستم بکنم چون عکسم نبود در جرائد هر خانومی هر جا می رفت قیافه شرقی داشت می گفت من حمیرام !! برای همین من مجبور شدم .. آقای محمدی (از اطلاعات ) .. من از خونم بیرون می یومدم ایشون ناگهانی عکس من رو می گیرن و عکس عروسی من رو مثل اینکه پیدا می کنن از طریق یکی از این خبر نگارها ( پاپارادسی ها ) عکس من رو میزارن توی مجله و می گن این خودشه و به اینصورت ... این شد که من مجبور شدم دیگه ظاهر بشم و ....
این طعم خوش محبوبیت در آغاز برای حمیرای کوچولو چی بود ؟ چه احساسی داشتید ؟
خدا شاهد باور کنید من هیچ وقت غرور پیدا نکردم . هیچ وقت مغرور نشدم از اینکه مردم من رو دوست دارن . من هم جزو اون ها بودم باور کنید آقای دلجو . با اینکه انقلابی شد .. حتی من یه دفعه رفته بودم تو کوچه بازار مهران بود اون موقع ها رفته بودم خرید بکنم همینطور که وارد شدم دیدم یه عده یه جا جمعند و میگن حمیرا وارد بازار شد ... گفتم دیگه آبروم رفت !!! من رو دیدن دیگه ... اما ناگهان دیدم یه دونه عروسک رو برداشتن آوردن اونجا به اسم حمیرا این رو داشتن می فروختن و همونجا مونده بودم می گفتم خدایا اینها چیه ؟!!!! ... خلاصه به هر صورت هیچوقت به خودم غره نشدم . و هیچوقت خودم رو از مردم جدا ندونستم . و باور کنید همیشه از خودم ایراد گرفتم .
حالا بر میگردیم میریم کمی به عقب زندگی مشترک با یک آهنگساز معروف یک موزیسین معروف پرویز یاحقی چه اثری در فعالیت هنری شما داشت ؟
بله خیلی اثر داشت برای اینکه پرویز یاحقی تمام کرد برای من موسیق ای رو که باید تموم می شد یعنی جلد کتاب رو پایان داد . کتاب موسیقی رو پایان داد . یعنی نصفه موسیقی که بود برام با ذوق سرشاری که داشتم خودم البته ولی ایشون تکمیل کردن یعنی هر روز و هر شب ایشون می زدن و خوب من هم می خوندم گاهی اوقات خودم آهنگ می ساختم ایشون می نوشتن گاهی اوقات خودم می خوندم از پایین و اون از بالا جواب می داد خوب این خیلی اثر داشت .
چگونه شد این پیون هنری این پیوند استاد و شاگرد به هر حال استادی بود چگونه شد به جدایی انجامید ؟ .....
لطفا برای دانلود کل مصاحبه به صورت صوتی روی لینک زیر کلیک کنید :
دانلود کل مصاحبه کانال لایو با خانم حمیرا (صوتی )
حجم : ۳ مگا بایت - مدت : ۲۶ دقیقه
دانلود بخشی از صحبتهای خانم حمیرا درباره پرویز یاحقی
( تصویری )
حجم : ۱.۴ مگا بایت - مدت : ۱ دقیقه و ۱۴ ثانیه
متن ترانه صبرم عطا کن :
صبرم عطا کن
خدایا تو خود این وجود مرا
سراسر همه تار و پود مرا
به عشق و به مستی سرشتی اگر
یا غم عشق او از سرم بدر کن
یا که صبرم عطا کن
یا نصیبم نما بینمش یک نظر
یا که دردم دوا کن
چرا به نگاهش، به چشم سیاهش
تو این همه مستی دادی
تو هستی ما را از آن همه مستی
به باده پرستی دادی
حالا که جز غم نصیبم ندادی
راهی به کوی حبیبم ندادی
صبرم عطا کن
دردم دوا کن
چرا به جای وفا و محبت
به او رخ زیبا دادی
به او سر زلف شکسته
برای شکست دل ما دادی
عمری در این سودا به سر بردم خدایا
دور از لبش، چون غنچه خون خوردم خدایا
حالا که جز غم نصیبم ندادی
راهی به کوی حبیبم ندادی
صبرم عطا کن
دردم دوا کن
خواننده : حميرإ
آهنگساز : علي تجويدي
شاعر : رهي معيّري
دستگاه : سه گاه
حجم : ۱.۳ مگا بایت - مدت : ۷ دقیقه و ۲۴ ثانیه
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
چند پوستر زیبا از خانم حمیرا از وبلاگ دوست بسیار خوبم علی طاهری : /iranposter2.blogfa.com
۱ - پوستر شماره ۱ ۲ - پوستر شماره ۲ ۳ - پوستر شماره ۳ ۴ - پوستر شماره ۴
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
بخشی از مصاحبه آقای نادر رفیعی با خانم حمیرا
( مربوط به چند سال پیش )
نادر رفیعی :
سرکار خانم حمیرا برای ما از دیروز و امروز سخن می گویند و همچنین از فردا . فردایی که برای هیچکدوم از ما روشن نیست .
حمیرا :
من از زمان کودکی به موسیقی بینهایت علاقمند بودم و تحت تعلیم استاد علی تجویدی قرار گرفتم و آهنگی خوندم به نام صبرم عطا کن و شعری از آقای بیژن ترقی ....
......
به عقیده من هنرمند دو بار میمیره یه زمانی هست که مرگ واقعی اوست و برای همه هست و طبیعیست و یه زمانی هست که مردم او رو ترک می کنن و دیگه او رو بصورت اولیه دوست ندارن و من آرزو می کنم که پیش از اینکه مردم من رو دوست نداشته باشن و نپذیرن من رو من اونها رو ترک بکنم
خانم حمیرا شما خوانندگی رو با اصول صحیح و بر پایه درستی آغاز کردید و سالها خواننده گلها بودید ولی اگه به کارنامه کاری شما نگاه کنیم می بینیم که شما بغیر از اینکه کارهای اصیل ارائه دادید یک مقدار مغایرت داره با کار و سبک اصلی که ارائه دنبال اون بودید مثلا مثل بعضی از ترانه هایی که خودتون می دونید . می شه بفرمایید انگیزه این کار چی بود ؟
والا من فکر می کنم که آقای رفیعی درست اون چیزهایی هم که من می خوندم اونها هم گلها بوده اما گلهای ریتمیک !!!! یکی از کارهایی که من کردم به نام دلشکن گناهی که این آهنگ در سه گاه هست . این آهنگ همون حالت صبرم عطا کنه منتها حالت ریتمیک داره . من نمی دونم که این مد شده که تازگی ها این مسائل رو می بندن به برنامه گلها و مسائل نمی دونم موسیقی اصیل و این حرفها . خیلی باعث تعجب من هست .
شما خانم حمیرا خودتون رو یک هنرمند مسئول می دونید ؟
من فکر می کنم هر هنرمندی باید خودش رو مسئول بدونه . فکر می کنم تا حدی باشم .
شما که خودتون رو یک هنرمند مسئول می دونید در طول فعالیت هنری که داشتید می شه بگید که چه خدمتی به جامعه ای که موفقیت خودتون را مدیونشون هستید کردید ؟
من آهنگهایی که بازخونی کردم فکر می کنم چیزهای جالبی بوده که کردم و آهنگهایی بوده که از آهنگسازهای مختلف خوندم به هر حال آوازی خوندم که 30 سال در رادیو بود تموم اساتید فن می دونن و واقف هستند به این امر و این رو من بازخونی کردم در " دشتی " که خانم روح انگیز خونده بودن که حتی البته این یه چیزیه که الان برام حالت بچگانه ای داره . جایزه ای برای اون کار گذاشته بودن که آثار هنری رو هر کس بتونه بخونه حتی تا صدهزار تومان جایزه داشت که اون جایزه رو هیچوقت کسی نگرفت . اما اجرا کننده اون آهنگ من بودم . و حتی آهنگ دیگری خوندم به نام عهد شکن که اون هم از خانم روح انگیز هست و آهنگ دیگری خوندم از خانم ضرابی و می تونم بگم کارهایی کردم مثل صبرم عطا کن – دلشکنی گناهی – آهنگ مرا نفریبی – پشیمانم – با دلم مهربان شو و .... اینها جزو کارهای ممتازی بوده که من ارائه دادم و همینطور کارهایی که شش و هشت خوندم تمام جزو کارهای ممتاز من بوده .

